شنبه 6 شهریور 1389

به تو عادت کرده بودم، ای به من نزدیک تر از من
ای حضورم از تو تازه، ای نگاهم از تو روشن
به تو عادت کرده بودم، مثل گلبرگی به شبنم
مثل عاشقی به غربت، مثل مجروحی به مرهم
لحظه در لحظه عذابه، لحظه های من بی تو
تجربه کردنه مرگه، زندگی کردن بی تو
من که در گریزم از من، به تو عادت کرده بودم
از سکوت و گریهی شب، به تو هجرت کرده بودم
با گل و سنگ و ستاره، از تو صحبت کرده بودم
خلوت خاطره هامو، با تو قسمت کرده بودم
خونه لبریز سکوته، خونه از خاطره خالی
من پر از میل زوالم، عشق من تو در چه حالی
برچسب ها: ابی، آندرانیک، ایرج جنتی عطایی، فرید زولاند،
دوشنبه 1 شهریور 1389

زان یار دلنوازم شکریست با شکایت
گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم
یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت
در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کان جا
سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت
چشمت به غمزه ما را خون خورد و میپسندی
جانا روا نباشد خون ریز را حمایت
در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
از گوشهای برون آی ای کوکب هدایت
سه شنبه 26 مرداد 1389

رو به تو سجده می كنم دری به كعبه باز نیست
بس كه طواف كردمت مرا به حج نیاز نیست
به هر طرف نظر كنم نماز من نماز نیست
مرا به بند می كشی از این رهاترم كنی
زخم نمی زنی به من كه مبتلاترم كنی
از همه توبه می كنم بلكه تو باورم كنی
قلب من از صدای تو چه عاشقانه كوك شد
تمام پرسه های من كنار تو سلوك شد
عذاب می كشم ولی عذاب من گناه نیست
وقتی شكنجه گر تویی شكنجه اشتباه نیست
برچسب ها: داریوش، علیرضا افکاری، روزبه بمانی،
پنجشنبه 21 مرداد 1389

خدایا تو خود این وجود مرا
سراسر همه تار و پود مرا
به عشق و مستی سرشتی اگر
یا غم عشق او از سرم کن به در
یا که صبرم عطا کن
یا نصیبم نما بینمش یک نظر، یا که دردم دوا کن
چرا به نگاهش به چشم سیاهش
تو این همه مستی دادی
اگر همه مستی، تو هستی مارا
به باده پرستی دادی
حالا که جز غم نصیبم ندادی
راهی به کوی حبیبم ندادی
صبرم عطا کن، دردم دوا کن
چرا تو به جای وفا و محبت
به او رخ زیبا دادی
به او سر زلف شکسته برای
شکسته دل من دادی
عمر ی در این سودا به سر بردم خدایا
دور از لبش چون غنچه خون خوردم خدایا
حالا که جز غم نصیبم ندادی
راهی به کوی حبیبم ندادی
صبرم عطا کن، دردم دوا کن
برچسب ها: حمیرا، علی تجویدی، رهی معیری،
چهارشنبه 13 مرداد 1389

نمی شه غصه ما رو یه لحظه تنها بذاره
نمی شه این قافله ما رو تو خواب جا بذاره
دلم از اون دلای قدیمیه از اون دلاس
كه می خواد عاشق كه شد پا روی دنیا بذاره
دوست دارم یه دست از آسمون بیاد ما دو تا رو
ببره از اینجا و اونور ابرا بذاره
تو دلت بوسه می خواد من می دونم اما لبت
سر هر جمله دلش می خواد یه اما بذاره
من می خوام تا آخر دنیا تماشات بكنم
اگه زندگی برام چشم تماشا بذاره
بی تو دنیا نمی ارزه تو با من باش و بذار
همه ی دنیا منو همیشه تنها بذاره
اجرای نخست (دهه پنجاه)
شنبه 9 مرداد 1389

ای امید دل من کجایی
همچو بختم کنارم نیایی
آشنا سوز و دیر آشنایی
یا بلای دل مبتلایی
بیوفا بیوفا بیوفایی
تو غارتگر عقل و هوشی
به آزار جانم چه کوشی
چو نی دارم در جان خروشی
تو غارتگر عقل و هوشی
به آزار جانم چه کوشی
چو نی دارم در جان خروشی
چه خواهم از تو جان نگاهی
چه خواهی از جانم چه خواهی
ندارم جز عشقت گناهی
بر سیه بختی من گواهی
چون دو چشم مستت دل سیاهی
کو به غیر از آغوشت پناهی
آتشی سر کشید فتنه جویی
آتشی خانه سوزی گناهی
عشق من جان را چه خواهی
ماه من مجلس آرا تویی تو
عشق من شادی افزا تویی تو
روشنی بخش دلها تویی تو
راحت جان شیدا تویی تو
سر گران از چه با ما تویی تو
ترانهسرا: اسماعیل نواب صفا | خواننده: غلامحسین بنان | آهنگساز: پرویز یاحقی


برچسب ها: بنان، پرویز یاحقی، نواب صفا، مرضیه، سالار عقیلی، حریر شریعت زاده،
تبلیغات









