
ای امید دل من کجایی
همچو بختم کنارم نیایی
آشنا سوز و دیر آشنایی
یا بلای دل مبتلایی
بیوفا بیوفا بیوفایی
تو غارتگر عقل و هوشی
به آزار جانم چه کوشی
چو نی دارم در جان خروشی
تو غارتگر عقل و هوشی
به آزار جانم چه کوشی
چو نی دارم در جان خروشی
چه خواهم از تو جان نگاهی
چه خواهی از جانم چه خواهی
ندارم جز عشقت گناهی
بر سیه بختی من گواهی
چون دو چشم مستت دل سیاهی
کو به غیر از آغوشت پناهی
آتشی سر کشید فتنه جویی
آتشی خانه سوزی گناهی
عشق من جان را چه خواهی
ماه من مجلس آرا تویی تو
عشق من شادی افزا تویی تو
روشنی بخش دلها تویی تو
راحت جان شیدا تویی تو
سر گران از چه با ما تویی تو

برچسب ها: بنان، پرویز یاحقی، نواب صفا، مرضیه، سالار عقیلی، حریر شریعت زاده،

می زده شب چو ز میکده باز آیم
بر ســر کــوی تو من، به نیاز آیم
دلــداده رهگـــــــذرم
از خـود نبود خبــــرم
ای فـــــــــتنه گـــرم
شبها سر کــــوی تو
آشفته چو مـــوی تو
می آیــم تا جـــویـم
خـــــــانه به خــــانه
مــگـــر از تو نشــانه
میــخانه به میـخـانه
پیــمـانه به پیــمـانه
را ه تو می پـــویـــم
این مــی و مســتی
بـــــوَد بــی تو بهانه
می سوزم،
شبها برشمع رخ تو
با ســــوز نــــهــــان
می سازم،
با این آتش دل خـود
با خواهـــش جــــان
تشــنه ای بــــه راه ســـرابم
به لب رسیده جان چو حبابم
مستم و خرابم
فارغ از غمم چه بنشستی
چرا دل مـــرا بـــــشکستیهمچو من تو مستی
مـســت از بـــاده ام، یا از آن نگه؟
بــر تــو عاشــقم، یا بـــر روی مه؟
من بر تو عاشــقم، قلب من نشد
شاد از عشق تو، داد از عشق تو
ترانهسرا: بیژن ترقی | خواننده: مرضیه | آهنگساز و تنظیمکننده: پرویز یاحقی

** لینک خبر فوت بیژن ترقی و اظهار نظر برخی هنرمندان در مورد او
*** دانلود برخی از ترانه های او که در «نغمههای ماندگار» معرفی شده است
برچسب ها: مرضیه، پرویز یاحقی، بیژن ترقی،

باد بهاری بر گلشن، رونق هستی بخشیده
قطره شبنم بر گلها، می شده مستی بخشیده
خوش بود اکنون مستانه، با تو ره صحرا گیرم
مست طرب چون پروانه، در بر گلها جا گیرم
تو بسی بهتری زنرگس و ناز
دیده را با رخت به گل چه نیاز؟
چون پروانه، جان به هوایت در پرواز
آتشین گل، شد فتنه انگیز،
ای گل من، چون فتنه برخیز
شعله آسا، رقصد لاله به ساز باد
با چمن ها بشنو، راز و نیاز باد
هر طرف جلوه کنان یاسمنی
تو جلوه کن جلوه که خود یاس منی
زبلبل و شور و نوا
به هر چمن گشته به پا
بیا بچینیم گلی از هر چمنی
ترانهسرا: بیژن ترقی | خواننده: داریوش رفیعی | آهنگساز: پرویز یاحقی

برچسب ها: داریوش رفیعی، پرویز یاحقی، بیژن ترقی،

به شبلحظهای که در دامن افق سرکشد ستاره
کند با فسونگری سوی عاشقان هر زمان نظاره
شبان با نوای نی گویدت خوشست کوه از کناره
چه از کس نشانه، درین گردش زمانه، کجا مانده جاودانه
نماند زما اثر در جهان اگر شعر عاشقانه
خوشا لحن عاشقی زانکه جاودان ماند این ترانه
سحرگه که در کمند غنچه پیرهن میدرد زمستی
دهد جلوهی سحر، رونق دگر، بر جمال هستی
بگیرد ز ژالهها، جام لالهها، حال می پرستی
شنیدم زبلبل که گفتی به خوشه چینی، که گل زین چمن نچینی
که این لاله و سمن، سرو و نسترن، هر کجا که بینی
بود قلب عاشقی، دست دلبری، موی نازنینی
شاعر: شهرآشوب | خواننده: منوچهر همایونپور | تنظیم: پرویز یاحقی | آهنگ محلی - شوشتری

برچسب ها: منوچهر همایونپور، پرویز یاحقی،

به رهی دیدم برگ خزان، پژمرده ز بیداد زمان
کز شاخه جدا بود
چو زگلشن رو کرده نهان، در رهگذرش باد خزان
چون پیک بلا بود
ای برگ ستمدیده ی پاییزی
آخر تو زگلشن زچه بگریزی
روزی تو هماغوش گلی بودی
دلداده و مدهوش گلی بودی
"ای عاشق شیدا، دلداده ی رسوا
گویمت چرا فسرده ام
در گل نه صفایی، باشد نه وفایی
جز ستم ز وی نبرده ام
خار غمش در دل بنشاندم
در ره او من جان بفشاندم
تا شد نو گل گلشن و زیب چمن
رفت آن گل من از دست
با خار و خسی بنشست
من ماندم و صد خار ستم
وین پیکر بی جان"
ای تازه گل گلشن
پژمرده شوی چون من
هر برگ تو افتد به رهی
پژمرده و لرزان
ترانهسرا: بیژن ترفی | خواننده: مرضیه | آهنگساز و تنظیمکننده: پرویز یاحقی

برچسب ها: مرضیه، پرویز یاحقی، بیژن ترقی،

در کنار گلبنی خوش رنگ و بو طاووس زیبا
با پر صد رنگ خود مستانه زد چتری فریبا
از غرورش هرچه من گویم یک از صدها نگفتم
نکته ای در وصف آن افسونگر رعنا نگفتم
تاج رنگینی به سر داشت، خرمنی گل جای پر داشت
در میان سبزه هر سو، بی خبر از خود گذر داشت
هر زمان بر خود نظر بودش سراپا
نخوتش افزون شد از آن چتر زیبا
بی خبر از کار دنیا
من که خود مفتون هر نقش و جمالم
هر زمان پابند یک خواب و خیالم
خوش بدم گرم تماشا
چو شد زشور او، فزون غرور او، پای زشتش شد هویدا
هر کسی در این جهان باشد اسیر زشت و زیبا
چو غنچه بسته شد، پرش شکسته شد، تا بدید آن زشتی پا
هرکسی در این جهان باشد اسیر زشت و زیبا
من همان طاووس مستم، چتر خود نگشاده بستم
یک جهان ذوق و هنر هستم ولی با صد دریغا
سینه ای بی کینه دارم، روح چون آیینه دارم
گنج شعر و شور و حالم، اینهمه نقدینه دارم
جلوهی آن مرغ شیدا، گفتهی جان پرور من
پای آن طاووس زیبا، این دل بی دلبر من
برچسب ها: مرضیه، پرویز یاحقی، رحیم معینی کرمانشاهی،






