
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد
ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد
چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد
زین تطاول که کشید از غم هجران بلبل
تا سراپرده گل نعره زنان خواهد شد
مطربا مجلس انس است غزل خوان و سرود
چند گویی که چنین رفت و چنان خواهد شد
گل عزیز است غنیمت شمریدش صحبت
که به باغ آمد از این راه و از آن خواهد شد
برچسب ها: ایرج بسطامی، پرویز مشکاتیان، حافظ،

امشب همه غمهای عالم را خبر کن!
بنشین و با من گریه سر کن، گریه سر کن!
ای میهن، ای انبوه اندوهان دیرین!
ای چون دل من، ای خموش گریه آگین!
در پرده های اشک پنهان، کرده بالین!
ای میهن، ای داد!
از آشیانت بوی خون می آورد باد!
بربال سرخ کشکرت پیغام شومی است!
آنجا چه آمد بر سر آن سرو آزاد؟
ای میهن، ای غم!
چنگ هزار آوای بارانهای ماتم!
در سایه افکند کدامین ناربن ریخت
خون از گلوی مرغ عاشق؟
مرغی که میخواند
مرغی که میخواست
پرواز باشد …
ای میهن! ای پیر!
بالنده ی افتاده، آزاد زمینگیر!
خون می چکد اینجا هنوز از زخم دیرین تبرها
ای میهن! در اینجا سینهی من چون تو زخمی است
در اینجا دمادم دارکوبی بر درخت پیر می کوبد
دمادم...
برچسب ها: پرویز مشکاتیان، هوشنگ ابتهاج،

روز وصل دوستداران یاد باد
یاد باد آن روزگاران یاد باد
کامم از تلخی غم چون زهر گشت
بانگ نوش شادخواران یاد باد
گر چه یاران فارغند از یاد من
از من ایشان را هزاران یاد باد
مبتلا گشتم در این بند و بلا
کوشش آن حق گزاران یاد باد
گر چه صد رود است در چشمم مدام
زنده رود باغ کاران یاد باد
راز حافظ بعد از این ناگفته ماند
ای دریغا رازداران یاد باد
برچسب ها: محمدرضا شجریان، پرویز مشکاتیان، حافظ،

ای مردم آزاده كجایید كجایید
آزادگی افسرد بیایید بیایید
در قصه و تاریخ چو آزاده بخوانید
مقصود از آزاده شمایید شمایید
بیشبه شما روشنی چشم جهانید
در چشمهی خورشید شما نور و ضیایید
با چارهگری و خرد خویش به هر درد
بر مشرق رنجور دوایید دوایید
بسیار مفاخر پدرانتان و شما راست
كوشید كه یك لخت بر آنها بفزایید
بنمود مصدقتان آن نعمت و قدرت
كاندر كفتان هست از آن سر مگرایید
گیرید همه از دل و جان راه مصدق
زین ره درآیید اگر مرد خدایید
برچسب ها: شهرام ناظری، پرویز مشکاتیان،
لاله خونین کفن از خاک سر آورده برون
خاک مستورهی قلب بشر آورده برون
دل ماتم زده مادر زاری است که مرگ
از زمین همره داغ پسر آورده برونش
آتشین آه فرو مرده مدفون شده است
که زمین از دل خود شعله ور آورده برون
راست گویی که زبانهای وطن خواهان است
که جفای فلک از پشت سر آورده برون
یا به تقلید شهیدان ره آزادی
طوطی سبز قبا سرخ پر آورده برون
یا که بر لوح وطن خامه خونبار بهار
نقشی از خون دل رنج بر آورده برون
شاعر: ملک الشعرا بهار | خواننده: شهرام ناظری | آهنگساز: پرویز مشکاتیان

جهت خواندن متن کامل شعر اینجا کلیک کنید
برچسب ها: شهرام ناظری، پرویز مشکاتیان، ملک الشعرا بهار،

ایرانی به سرکن خواب مستی
برهم زن بساط خود پرستی
که چشم جهانی سوی تو باشد
چه از پا نشستی
در این شب سپیده نادمیده
تیغ شب به خونش درکشیده
امید چه داری از این شب
که در خون کشیده سپیده
تیغ بر کش آذر فشان، نغمهها را تندری کن
در دل شب رخ بر فروز، کار مهر خاوری کن
از درون سیاهی برون تاز
پرچم روشنائی برافراز
تا جهانی از تباهی وا رهانی
دیو شب را تیغ بر دل برنشانی
با خواری در روزگار ننگ باشد زندگانی
مرگ به تا چنین زندگانی
ای مبارز ای مجاهد ای برادر
دل یکی کن ره یکی کن بار دیگر
راه بگشا سوی شهر روشنی ها
روزگار تیرگی ها برسرآمد
شاعر: جواد آذر | خواننده: محمدرضا شجریان | آهنگساز: پرویز مشکاتیان | تنظیم: محمدرضا لطفی

برچسب ها: محمدرضا شجریان، پرویز مشکاتیان، جواد آذر،
تبلیغات








