
مرا که با تو شادم پریشان مکن
بیا و سیل اشکم به دامان مکن
بیا بیا به خاطر عشقم
دل مرا یکدم
ز غم
جدا کن ز غم جدا کن
من عاشقم به پای این پیمان
اگر ندادم جان
مرا
رها کن مرا رها کن
رمیده جان و دل شکسته
منم به پای تو نشسته
منم
به ماتم جوانی
نشسته نا امید و خسته
شکسته ای دل مرا
به من بگو
چرا چرا
به سنگ غم ها
"از این قفس کجا گریزم که هم چو مرغ شکسته
بالم
نمیدانم ز غم چه گویم اگر بپرسد کسی ز حالم"
فلک به سنگ
کینه ها
شکسته قامت مرا
مگر چه کرده ام خدایا
شکسته سر شکسته پا
به
عشق و زندگی جدا
کنون کجا روم خدایا
بیا بیا به خاطر عشقم
دل مرا
یکدم
ز غم جدا کن ز غم جدا کن
من عاشقم به پای این پیمان
اگر
ندادم جان
مرا رها کن مرا رها کن
مرا که با تو شادم پریشان مکن
بیا
و سیل اشکم به دامان مکن
بیا بیا به خاطر عشقم
دل مرا یکدم
ز غم
جدا کن ز غم جدا کن
من عاشقم به پای این پیمان
اگر ندادم جان
مرا
رها کن مرا رها کن
ترانهسرا: محمدعلی شیرازی | آهنگساز: همایون خرم | خواننده: سیمین غانم

برچسب ها: سیمین غانم، همایون خرم، محمدعلی شیرازی، محمد اصفهانی، کامبیز روشن روان،

امشب در سر شوری دارم
امشب در دل نــوری دارم
باز امشب در اوج آسـمانم
رازی بـاشـــد بـا ستارگانم
امشب یک سر شوق وشورم
از ایـن عــالــم گــویــی دورم
از شـادی پـر گـیرم کـه رسـم بـه فلک
سرود هستی خوانم در بر حور و ملک
در آسمان ها غوغا فکنم
سبو بریزم ساغر شکنم
امشب یک سر شوق وشورم
از ایـن عــالــم گــویــی دورم
با ماه و پـرویـن سخنی گویم
وز روی مه خـود اثـری جویـم
جان یابم زین شبها
مـاه و زهـره را بــه طـرب آرم
از خود بی خبرم ز شعف دارم
نغمه ای بر لب ها
امشب یک سر شوق وشورم
از ایـن عالـم گـویـی دورم
امشب در سر شوری دارم
امشب در دل نــوری دارم
باز امشب در اوج آسـمانم
رازی بـاشـــد بـا ستارگانم
امشب یک سر شوق وشورم
از ایـن عــالــم گــویــی دورم


- اجرای ستار

- اجرای شکیلا

برچسب ها: پروین، همایون خرم، کریم فکور، محمد اصفهانی، کامبیز روشن روان، ستار، شکیلا،

خاطرات عمر رفته در نظرگاهم نشسته
در سپهر لاجوردی آتش آهم نشسته
ای خدای بینصیبان طاقتم ده، طاقتم ده!
قبلهگاه ما غریبان طاقتم ده، طاقتم ده!
ساغرم شکست ای ساقی!
رفتهام ز دست ای ساقی!
در میان توفان،
بر موج غم نشسته منم
در زورق شکسته منم،
ای ناخدای عالم!
تا نام من رقم زده شد،
یکباره مهر غم زده شد،
بر سرنوشت آدم!
ساغرم شکست ای ساقی!
رفتهام ز دست ای ساقی!
تو تشنهکامم کُشتی،
در سراب ناکامیها،
ای بلای نا فرجامیها
نبرده لب بر جامی،
میکشم به دوش از حسرت،
بار مستی و بدنامیها
بر موج غم نشسته منم،
در زورق شکسته منم،
ای ناخدای عالم!
تا نام من رقم زده شد،
یک باره مهر غم زده شد،
بر سرنوشت عالم!
ساغرم شکست ای ساقی!
رفتهام ز دست ای ساقی!
حکایت از چه کنم؟
شکایت از چه کنم؟
که خود به دست خودم
آتش بر دل خونشدهی نگران زدهام!
بر موج غم نشسته منم،
در زورق شکسته منم،
ای ناخدای عالم!
تا نام من رقم زده شد،
یکباره مهر غم زده شد،
بر سرنوشت آدم!
ساغرم شکست ای ساقی!
رفتهام ز دست ای ساقی!
برچسب ها: مرضیه، همایون خرم، رحیم معینی کرمانشاهی،

ای بی وفا، راز دل بشنو، از خموشی من
این سکوت مرا ناشنیده مگیر
ای آشنا، چشم دل بگشا، حال من بنگر
سوز و ساز دلم را ندیده مگیر
امشب که تو در کنار منی، غمگسار منی
سایه از سر من تا سپیده مگیر
ای اشک من، خیز و پرده مشو، پیش چشم تـَرَم
وقت دیدن او راه دیده مگیر
دل دیوانهی من به غیر از محبت
گناهی ندارد خدا داند
شده چون مرغ طوفان که جز بیپناهی
پناهی ندارد خدا داند
منم آن ابر وحشی که در هر بیابان
به تلخی سرشکی بیفشاند
به جز این اشک سوزان دل نا امیدم
گواهی ندارد خدا داند
دلم گیرد هر زمان بهانهی تو
سرم دارد شور جاودانهی تو
روی دل بود به سوی آستانهی تو
چو آید شب، در میان تیرگیها
گشاید پر، روح من به شور و غوغا
رو کند چو مرغ وحشی، سوی خانهی تو
برچسب ها: هایده، همایون خرم، بهادر یگانه، علیرضا قربانی،

شبی که آواز نی تو شنیدم
چو آهوی تشنه پی تو دویدم
دوان دوان تا لب چشمه رسیدم
نشانه ای از نی و نغمه ندیدم
تو ای پری کجایی، که رخ نمی نمایی
از آن بهشت پنهان، دری نمی گشایی
من همه جا، پی تو گشتهام
از مه و مهر، نشان گرفتهام
بوی تو را، زگل شنیدهام
دامن گل، از آن گرفتهام
دل من، سرگشتهی توست
نفسم، آغشتهی توست
به باغ رویاها، چو گلت بویم
بر آب و آیینه، چو مهت جویم
در این شب یلدا زپیت پویم
به خواب و بیداری سخنت گویم
مه و ستاره درد من میدانند
که همچو من پی تو سرگردانند
شبی کنار چشمه پیدا شو
میان اشک من چو گل وا شو
تو ای پری کجایی، که رخ نمی نمایی
از آن بهشت پنهان، دری نمی گشایی

** «محمد اصفهانی» نیز این اثر را در آلبوم "تنها ماندم" با تنظیم «کامبیز روشن روان» بازخوانی کرد. {+}
برچسب ها: حسین قوامی، همایون خرم، هوشنگ ابتهاج،

شمع و پروانه منم
مست میخانه منم
رسوای زمانه منم، دیوانه منم
یار پیمانه منم از خود بیگانه منم
چون باد صبا دربه درم
با عشق و جنون هم سفرم
شمع شب بی سحرم
از خود نبود خبرم
تو ای خدای من
شنو نوای من
زمین و آسمان تو میلرزد به زیر پای من
مه و ستارگان تو میسوزد زناله های من
وای از این شیدا دل من
مست و بی پروا دل من
مجنون هر صحرا دل من، رسوا دل من
ناله تنها دل من
داغ حسرتها دل من
سرمایه سودا دل من، رسوا دل من
خاکستر پروانه منم،
خون دل پیمانه منم
چون شور ترانه توئی،
چون آه شبانه منم
رسوای زمانه منم، دیوانه منم
برچسب ها: الهه، همایون خرم، بهادر یگانه،
تبلیغات





