
خاطرت آید که آن شب
از جنگلها گذشتیم
بر تن سرد درختان
یادگاری می نوشتیم
با من اندوه جدایی
نمیدانی چه ها کرد
نفرین به دست سرنوشت
تورو از من جدا کرد
بی تو بر روی لبانم
بوسه پژمرده گشته
بی تو از این زندگانی
قلبم آزرده گشته
بی تو ای دنیای شادی
دلم دریای درد است
چون کبوترهای غمگین
نگاهم مات و سرداست
ای دلت دریاچه ی نور
گر دلم را شکستی
خاطراتم را به یاد آر
هرجا بی من نشستی
برچسب ها: عارف، پرویز وکیلی، پرویز مقصدی، منوچهر چشم آذر،

عشق من، منو صدا کن
منو از خودم رها کن
تو اجاق مردهی دل
آتشی تازه به پا کن
تو منو از نو بنا کن
عشق من منو صدا کن
قصمو بی انتها کن
روبروت آینه بگذار
ابدیتی بنا کن
قصهی نگفتهام من
تو بیا روایتم کن!
عشق من مرمتم کن
از عذابم راحتم کن
ای صدای تو نهایت
راهی نهایتم کن
عشق من، منو صدا کن
تو منو از نو بنا کن
رهسپار قصهها کن
تو به خاکستر نگاه کن
آتشی تازه به پا کن
ای بهار انتظارم
من زمین بیبهارم
شورهزار انتظارم
چهرهی شکسته دارم
روح جسم خسته دارم
به در ویرانهی دل
بغض قفل بسته دارم
برچسب ها: معین، فرید زولاند، منوچهر چشم آذر، اردلان سرفراز،

ای تو هم بغض هنوز از من و ما عاشق تر
ای تو از خاصیت عاطفه پیغام آور
همدم دور به من، مثل تن من نزدیک
صاحب قصه میلاد و هنوز و آخر
رحم کن دست تو پرپر شدنو میفهمه
رحم کن چشم تو ایثار منو میفهمه
با چه ترسی بی تو دور از چشم تو میزیستم
من حریف جذبهی چشم تو هرگز نیستم
رحم کن تا شب بیجنبش بیحوصلگی
پشت این پنجرهی خالی قابم نکنه
دارم از فکر رسیدن به تو آباد میشم
تو بیا که باد ولگرد خرابم نکنه
رحم کن دست تو پرپر شدنو میفهمه
رحم کن چشم تو ایثار منو میفهمه
ای مراقب چراغ نفس من در باد
نفست به شعر من جرات عریانی داد
بال پرواز من در به در عاشق باش
چون که در من کسی از اوج پریدن افتاد
رحم کن دست تو پرپر شدنو میفهمه
رحم کن چشم تو ایثار منو میفهمه

برچسب ها: ابی، شهیار قنبری، فرید زولاند، منوچهر چشم آذر،

شكوفه میرقصد از باد بهاری
شده سرتاسر دشت سبز و گلناری
شكوفههای بی قرار روز آفتابی
به صبا بوسه دهند با لب سرخابی
ای شكوفه خنده تو جلوهها دارد
آن روی زیبا نظری سوی ما دارد
دلداده بلبل دارد سخنها
آراید از ساز و سخن دشت و چمنهاپروانه در دشت طرب آمده تنها
باد بهاری با بیقراری شكوفه پرپر كند و لاله پریشان
به هر طرف دست صبا گشته گل افشان
شكوفه میرقصد از بادبهاری
شده سرتاسر دشت سبز و گلناری
عطر جان پرور گل می برد هوشم
نغمه مرغ چمن كرده خاموشم
ای شكوفه خنده تو جلوه ها دارد
آن روی زیبانظری سوی مادارد
شاعر: پرویز وکیلی | خواننده: ویگن | آهنگساز: عطااله خرم | تنظیم: منوچهر چشم آذر

برچسب ها: ویگن، عطا اله خرم، پرویز وکیلی، منوچهر چشم آذر،

نبودی ندیدی، چه ویرونه شد دل
نبودی ندیدی، پریشونیامو
فقط باد و بارون شنیدن صدامو
غمت سرد و وحشی به ویرونه میزد
دلم با تو خوش بود و پیمونه میزد
نه مرد قلندر نه آتش پرستم
فقط با خیالت شبا مست مستم
الهی سحر پشت کوها بمیره
خدا این شبا رو از عاشق نگیره
نه یک شب که هر شب دلم بیقراره
می خواد مثل بارون بباره، بباره
شب مرد تنها پر از یاد یاره
پر از گریهی تلخ بیاختیاره
شب مرد تنها، شب بی تو مردن
شب غربت و دل به مستی سپردن
شبای جوونی چه بی اعتباره
همش بی قراری، همش انتظاره
ترانهسرا: هدیه | خواننده: ابی | آهنگساز: فریدون خشنود | تنظیم کننده: منوچهر چشمآذر

برچسب ها: ابی، فریدون خشنود، هدیه، منوچهر چشم آذر،
تبلیغات




