
نمیدانم چه میخواهم بگویم
زبانم در دهان باز بستهست
در تنگ قفس باز است و افسوس
که بال مرغ آوازم شکستهست
نمیدانم چه میخواهم بگویم
غمی در استخوانم میگدازد
خیال ناشناسی آشنا رنگ
گهی می سوزدم گه مینوازد
پریشان سایهای آشفته آهنگ
زمغزم میتراود گیج و گمراه
چو روح خوابگردی مات و مدهوش
که بیسامان به ره افتد شبانگاه
درون سینهام دردیست خونبار
که همچون گریه میگیرد گلویم
غمی آشفته دردی گریه آلود
نمیدانم چه میخواهم بگویم
برچسب ها: محمد اصفهانی، علیرضا کهن دیری، هوشنگ ابتهاج،

آسیمه سر رسیدی، از غربت بیابان
دلخسته دیدمت از، آوار خیس باران
وا مانده در تبی گنگ، ناگه به من رسیدی
من خود شکسته از خود، در فصل نا امیدی
در برکهی دو چشمت، نه گریه و نه خنده
گم کرده راه شب را، سرگشته چون پرنده
من ره به خلوت عشق، هر گز نبرده بودم
پیدا نمیشدی تو، شاید که مرده بودم
من با تو خو گرفتم، از خنده ات شکفتم
چشم تو شاعرم بود، تا این ترانه گفتم
در خلوت سرایم، یک باره پر کشیدی
آن گاه ای پرنده، بار دگر پریدی
شاعر: اکبر آزاد | آهنگساز: بابک بیات | خواننده: محمد اصفهانی | تنظیمکننده: بامداد بیات

برچسب ها: محمد اصفهانی، بابک بیات، اکبر آزاد، بامداد بیات،

ای که بوی باران شکفته در هوایت
یاد از آن بهاران که شد خزان به پایت
شد خزان به پایت بهار باور من
سایهبان مهرت نمانده بر سر من
جز غمت ندارم به حال دل گواهی
ای که نور چشمم در این شب سیاهی
چشم من به راهت همیشه تا بیایی
باغ من بهارم بهشت من کجایی
جان من کجایی، کجایی که بیتو دل شکستهام
سر به زانوی غم نهادهام، به گوشهای نشستهام
آتشم به جان و خموشم چو نای مانده از نوا
مانده با نگاهی به راهی که می رود به ناکجا
ای گل آشنا
بیقرارم بیا
وای از این غم جدایی!
شاعر: زندهیاد قیصر امینپور | آهنگساز: همایون خرم | خواننده: محمد اصفهانی | بازسازی تنظیم: بهروز صفاریان

توضیح: این ملودی زیبا پیش از این توسط زندهیاد «الهه» با شعری از زندهیاد «تورج نگهبان» اجرا شده بود. در پستهای آینده به آن اجرا نیز خواهم پرداخت.
برچسب ها: محمد اصفهانی، همایون خرم، قیصر امینپور،

از تـو و فـاصله بـا تــو
از تـو بـا حضـوری دلتنگ
تنها مونده بغضی سنگیـن
کـه تو سینه میـزنه چنگ
ایــن غــم پنهونــی مـن
تـو نـدونستی چه تلـخـه
این تو خود شکســتـن مـن
تـو نـدونستی چـه ســخته
کاشکــی بـودی تـا ببینی
لحظه هام بی تو میمیـــرن
واســه بــا تـو نبـودن
انتقــام ازمـن میگیــرن
حـالا هـمصـدا بـا یـــادت
شعــر مـــونـدن میخونــم
میــدونــم که نـاگزیــری
امـا منتظــر مـیمــونــم
مـونـدن مـن یـه گـریـزه
تــو هجــوم نـا امیــدی
تـو در ایـن هجـوم ساکــن
یــه حضـــور نا پدیـدی
برچسب ها: محمد اصفهانی، بهروز صفاریان، لیدا جوادی،

به یادت داغ بر دل می نشانم
ز دیده خون به دامن می فشانم
چو نی گر نالم از سوز جدایی
نیستان را به آتش می کشانم
به یادت ای چراغ روشن من
زداغ دل بسوزد دامن من
ز بس در دل گل یادت شکوفاست
گرفته بوی گل پیراهن من
همه شب خواب بینم خواب دیدار
دلی دارم دلی بی تاب دیدار
تو خورشیدی و من شبنم چه سازم
نه تاب دوری و نه تاب دیدار
سری داریم و سودای غم تو
پری داریم و پروای غم تو
غمت از هرچه شادی دلگشاتر
دلی داریم و دریای غم تو
برچسب ها: قیصر امینپور، محمد اصفهانی، علی کهن دیری،







