
سوگواران تو امروز خموشند همه
که دهانهای وقاحت به خروشند همه
گر خموشانه به سوگ تو نشستند رواست
زانکه وحشتزدهی حشر وحوشند همه
آه ازین قوم ریایی که درین شهر دو رو
روزها شحنه و شب باده فروشند همه
باغ را این تب روحی به کجا برد که باز
قمریان از همه سو خانه به دوشند همه
ای هرآن قطره زآفاق هر آن ابر ببار
بیشه و باغ به آواز تو گوشند همه
گر چه شد میکدهها بسته و یاران امروز
مهر بر لب زده وز نعره خموشند همه
به وفای تو که رندان بلاکش فردا
جز به یاد تو و نام تو ننوشند همه
برچسب ها: علیرضا قربانی، محمدرضا شفیعی کدکنی، پژمان طاهری،

بخوان به نام گل سرخ، در صحاری شب،
كه باغها همه بیدار و بارور گردند.
بخوان، دوباره بخوان، تا كبوتران سپید
به آشیانه خونین دوباره برگردند.
بخوان به نام گل سرخ، در رواق سكوت،
كه موج و اوج طنینش ز دشتها گذرد؛
پیام روشن باران،
ز بام نیلی شب،
كه رهگذار نسیمش به هر كرانه برد...
ز خشكسال چه ترسی كه سد بسی بستند؛
نه در برابر آب،
كه در برابر نور
و در برابر آواز و در برابر شور ...
در این زمانه عسرت، به شاعران زمان برگ رخصتی دادند
كه از معاشقه سرو و قمری و لاله
سرودها بسرایند ژرفتر از خواب
زلالتر از آب.
تو خامشی، كه بخواند؟
تو میروی، كه بماند؟
كه بر نهالك بیبرگ ما ترانه بخواند؟
از این گریوه به دور،
در آن كرانه، ببین:
بهار آمده،
از سیم خاردار گذشته.
حریق شعله گوگردی بنفشه چه زیباست!
هزار آینه جاری است.
هزار آینه
اینك
به همسرایی قلب تو میتپد با شوق.
زمین تهی است ز رندان؛
همین تویی تنها
كه عاشقانهترین نغمه را دوباره بخوانی.
بخوان به نام گل و سرخ و عاشقانه بخوان:
«حدیث عشق بیان كن بدان زبان كه تو دانی»
شاعر: محمدرضا شفیعی کدکنی | آهنگساز و تنظیم کننده: حمید متبسم | خواننده: سالار عقیلی

توضیح: این تصنیف شنیدنی از آخرین آلبوم گروه دستان با همین نام (به نام گل سرخ) برگرفته شده. در این قطعه چند سطر اول شعر خوانده شده است.
برچسب ها: سالار عقیلی، محمدرضا شفیعی کدکنی، حمید متبسم،




