نغمه های ماندگار | EverlastingSongs - مطالب ابر فریدون مشیری

دوشنبه 2 فروردین 1389

بوی باران بوی سبزه بوی خاك
شاخه های شسته باران خورده پاك
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس رقص باد
نغمه شوق پرستو های شاد
خلوت گرم كبوترهای مست
نرم نرمك می رسد اینك بهار
خوش به حال روزگار

خوش به حال چشمه‌ها و دشت ها
خوش به حال دانه‌ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه‌های نیمه باز
خوش به حال دختر میخك كه می‌خندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب

ای دل من گرچه در این روزگار
جامه‌ی رنگین نمی‌پوشی به کام
باده‌ی رنگین نمی نوشی زجام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می‌باید تهی است

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر كامی نگیریم از بهار

گر نكوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ

شاعر: فریدون مشیری | آهنگساز و تنظیم‌کننده: اسفندیار منفردزاده | خواننده: داریوش



برچسب ها: داریوش، اسفندیار منفردزاده، فریدون مشیری،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


یکشنبه 24 آبان 1388


به روی چشم من، تا چشم یاری می‌كند دریاست
چراغ ساحل آسودگی‌ها در افق پیداست
‌در این ساحل كه من افتاده‌ام خاموش
دلم تنها، غمم دریا
وجودم بسته در زنجیر خونین تعلق‌هاست

خروش موج با من می‌كند نجوا
كه هر كس دل به دریا زد رهایی یافت
مرا آن دل كه در دریا زنم نیست
زپا این بند خونین بركنم نیست
امید آنكه جان خسته‌ام را
به آن نادیده ساحل افكنم نیست

شاعر: فریدون مشیری | خواننده: محمد نوری | آهنگساز و تنظیم‌کننده: محمد سریر





برچسب ها: محمد نوری، محمد سریر، فریدون مشیری،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


چهارشنبه 25 شهریور 1388


ای خشم به جان تاخته، توفان شرر شو

ای بغض گل انداخته، فریاد خطر شو
ای روی برافروخته، خود پرچم ره باش
ای مشت برافراخته، افراخته تر شو
ای حافظ جان وطن، از خانه برون آی
از خانه برون چیست، كز خویش به در شو
گر شعله فرو ریزد، بشتاب و میندیش
ور تیغ فرو بارد، ای سینه سپر شو
خاك پدران است كه دست دگران است
هان ای پسرم، خانه نگهدار پدر شو
دیوار مصیبت كده حوصله بشكن
شرم آیدم از این همه صبر تو، ظفر شو
تا خود جگر روبهكان را بدرانی
چون شیر در این بیشه، سراپای جگر شو
مسپار وطن را به قضا و قدر ای دوست
خود بر سر آن، تن به قضا داده، قدر شو
فریاد به فریاد بیافزای كه وقت است
در یك نفس تازه اثرهاست، اثر شو
ایرانی آزاده! جهان چشم به راه است
ایران كهن در خطر افتاده خبر شو
مشتی خس و خارند، به یك شعله بسوزان
بر ظلمت این شام سیه فام، سحر شو

شاعر: فریدون مشیری | خواننده: شهرام ناظری | آهنگساز و تنظیم‌کننده: پژمان طاهری






برچسب ها: شهرام ناظری، فریدون مشیری، پژمان طاهری،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


پنجشنبه 12 شهریور 1388
این تصنیف جدیدترین اجرای «استاد محمدرضا شجریان» است که پس از اتفاقات اخیر کشور اجرا شده است.



تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار
تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کن
ندارم جز زبانِ دل -دلی لبریزِ مهر تو-
تو ای با دوستی دشمن.

زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی ست
زبان قهر چنگیزی ست
بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید.

برادر! گر که می خوانی مرا، بنشین برادروار
تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسان کش برون آید.

تو از آیین انسانی چه می دانی؟
اگر جان را خدا داده ست
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر را
به خاک و خون بغلطانی؟

گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی
و حق با توست
ولی حق را -برادر جان-
به زور این زبان نافهم آتشبار
نباید جست...

اگر این بار شد وجدان خواب آلوده ات بیدار
تفنگت را زمین بگذار...

شاعر: فریدون مشیری | خواننده و آهنگساز: محمدرضا شجریان | تنظیم کننده: مجید درخشانی





* با توجه به اینکه این اثر بصورت تک‌آهنگ منتشر شده است، می‌توانید با کیفیت اصلی دانلود نمایید.
** دانلود آهنگ با حجم کمتر (کیفیت 48 Kbps)


برچسب ها: محمدرضا شجریان، فریدون مشیری، مجید درخشانی،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


شنبه 26 اردیبهشت 1388

با یادت سرمستم ای نگاه آسمانی
یادم کن تا هستم ای امید زندگانی
تا به هر ترانه می‌کشد زبانه شور عاشقانه من
حال دل می‌گویم با زبان بی زبانی
هر لبخندت با من گوید دل مده به دست غم در این عالم
بنشین با عشق تا گل روید زین شب خزانی
تا که از نگاه تو نور شادی می‌بارد
دل ز مهربانیت شور و شادی‌ها دارد
با تو خزان من بهاران با تو شبم ستاره باران از نورافشانی
چه بخواهی چه نخواهی دل عاشق ره تو پوید به هر نشانی
دل و جان سرمست از شوق نگاه تو همه جا حیرانم دیده به راه تو
که بدین روح افزایی زیبایی رویایی چون بهشت جاودانی
چه شود گر بازآیی چون نفس باد سحر می رسدم جان دگر
دیده کشد سوی تو پر همسفرم شو که می‌توانی
پر و بالم را با دیدارت کی بگشایی؟
تب و تابم را با لبخندت کی بنشانی؟

شاعر: فریدون مشیری | خواننده: علیرضا افتخاری | آهنگساز: مرتضی نی‌داود | تنظیم‌کننده: فریدون شهبازیان



برچسب ها: علیرضا افتخاری، فریدون مشیری، فریدون شهبازبان، مرتضی نی داود،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


پنجشنبه 3 اردیبهشت 1388

ریشه در اعماق اقیانوس دارد شاید
این گیسو پریشان كرده بید وحشی باران
یا نه دریایی‌ست گویی واژگونه بر فراز شهر،
شهر سوگواران
هر زمانی كه فرو می‌بارد از حد بیش
ریشه در من می‌دواند پرسشی پیگیر با تشویش
رنگ این شب‌های وحشت را، تواند شست آیا از دل یاران
چشم‌ها و چشمه‌ها خشكند، روشنی‌ها محو
در تاریكی دلتنگ، همچنان‌كه نام‌ها در ننگ
هر چه پیرامون ما غرق تباهی شد
آه باران ای امید جان بیداران
بر پلیدی‌ها كه ما عمری‌ست در گرداب آن غرقیم
آیا چیره خواهی شد؟

شاعر: فریدون مشیری | خواننده و آهنگساز: محمدرضا شجریان | تنظیم‌کننده: مزدا انصاری

* این تصنیف شنیدنی در جدیدترین آلبوم استاد شجریان، "آه باران" منتشر شده است. خرید اینترنتی این آلبوم

** در مورد آلبوم جدید محمدرضا شجریان



برچسب ها: محمدرضا شجریان، فریدون مشیری، مزدا انصاری،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


(تعداد کل صفحات:2)      1   2  

Real Time Web Analytics