
ای بی وفا، راز دل بشنو، از خموشی من
این سکوت مرا ناشنیده مگیر
ای آشنا، چشم دل بگشا، حال من بنگر
سوز و ساز دلم را ندیده مگیر
امشب که تو در کنار منی، غمگسار منی
سایه از سر من تا سپیده مگیر
ای اشک من، خیز و پرده مشو، پیش چشم تـَرَم
وقت دیدن او راه دیده مگیر
دل دیوانهی من به غیر از محبت
گناهی ندارد خدا داند
شده چون مرغ طوفان که جز بیپناهی
پناهی ندارد خدا داند
منم آن ابر وحشی که در هر بیابان
به تلخی سرشکی بیفشاند
به جز این اشک سوزان دل نا امیدم
گواهی ندارد خدا داند
دلم گیرد هر زمان بهانهی تو
سرم دارد شور جاودانهی تو
روی دل بود به سوی آستانهی تو
چو آید شب، در میان تیرگیها
گشاید پر، روح من به شور و غوغا
رو کند چو مرغ وحشی، سوی خانهی تو
برچسب ها: هایده، همایون خرم، بهادر یگانه، علیرضا قربانی،
بده ... بدبد! بده ... بدبد!
چه امیدی؟ چه ایمانی؟
کَرَک جان! خوب میخوانی
من این آواز پاکت را دراین غمگین خراب آباد
چو بوی بال های سوخته ات پرواز خواهم داد
گرت دستی دهد با خویش در دنجی فراهم باش
بخوان آواز تلخت را،
ولیکن دل به غم مسپار
کرک جان! بندهی دم باش
بده ... بد بد
ره هر پیک و پیغام خبر بستهست
نه تنها بال و پر، بال نظر بستهست
قفس تنگ است و در بستهست
کرک جان! راست گفتی، خوب خواندی، ناز آوازت
من این آواز تلخت را ... بده ... بد بد!
دروغین بود هم لبخند و هم سوگند
دروغین است هر سوگند و هر لبخند
و حتی دلنشین آواز جفت تشنهی پیوند
من این غمگین سرودت را
هم آواز پرستوهای آه خویشتن پرواز خواهم داد
به شهر آواز خواهم داد
بده ... بدبد! چه پیوندی ؟ چه پیمانی ؟
کرک جان ! خوب می خوانی
خوشا با خود نشستن، نرم نرمک اشکی افشاندن
خوشا پیمانهای دور از حریفان گرانجانی
شاعر: مهدی اخوان ثالث | خواننده: علیرضا قربانی | آهنگساز و تنظیمکننده: پژمان طاهری
* کرک: مرغی است از تیهو کوچکتر که به عربی سلوی و به ترکی بلدرچین گویندش. (از لغتنامهی دهخدا)
** کرک آوازی دارد شبیه به "بدبده" و صیادان برای شکار این مرغ حیله ی عجیبی
بکار میبرند. تور میگسترند و وسیله ای دارند که صدای جفت ماده ی کرک را
تقلید میکند تا کرک برای جفت گیری بیایدو به هوای آن به دام افتد . یا
بالعکس آواز نر را برای شکار ماده تقلید می کنند.
دروغین است هر سوگند و هر لبخند
و حتی دلنشین آواز جفت تشنهی پیوند
برچسب ها: علیرضا قربانی، مهدی اخوان ثالث، پژمان طاهری،

سوگواران تو امروز خموشند همه
که دهانهای وقاحت به خروشند همه
گر خموشانه به سوگ تو نشستند رواست
زانکه وحشتزدهی حشر وحوشند همه
آه ازین قوم ریایی که درین شهر دو رو
روزها شحنه و شب باده فروشند همه
باغ را این تب روحی به کجا برد که باز
قمریان از همه سو خانه به دوشند همه
ای هرآن قطره زآفاق هر آن ابر ببار
بیشه و باغ به آواز تو گوشند همه
گر چه شد میکدهها بسته و یاران امروز
مهر بر لب زده وز نعره خموشند همه
به وفای تو که رندان بلاکش فردا
جز به یاد تو و نام تو ننوشند همه
برچسب ها: علیرضا قربانی، محمدرضا شفیعی کدکنی، پژمان طاهری،

ایران هنگام کار است، برخیز و ببین، ایران
بختت در انتظار است، از پا منشین، ایران
از جور فراوان هر گوشه شوری به پاست
خون ها شده پامال، آزادیش خون بهاست
خدا ز درد و غم رهاند ما را
خدا به کام دل رساند مارا
دور جهان نگر که چه با ما خواهد کرد
حب وطن نگر که چه غوغا خواهد کرد
آه چه محنت ها که کشیدی، ایران
آه به کام دل نرسیدی، جز غم ندیدی، ایران
خدا ز درد و غم رهاند ما را
خدا به کام دل رساند مارا
تا به کی به دل جوانی نکنم، به عادت پیران
جامی بده به یاد وطنم، سلامت ایران، ایران
تا زدل، برکشم، نعره آزادی
شاعر: ملک الشعرا بهار | آهنگساز: غلامحسین درویش | خواننده: علیرضا قربانی | تنظیمکننده: پژمان طاهری

برچسب ها: علیرضا قربانی، درویش خان، ملک الشعرا بهار، پژمان طاهری،

مرز در عقل و جنون باریك است
كفر و ایمان چه به هم نزدیك است
عشق هم در دل ما، سردرگم
مثل ویرانی و بهت مردم
گیسویت تعزیتی از رویا
شب طولانی خون تا فردا
خون چرا در رگ من زنجیر است
زخم من تشنهتر از شمشیر است
مستم ازجام تهی حیرانی
باده نوشیده شده پنهانی
عشق تو پشت جنون محو شده
هوشیاری است، مگو سهو شده
من و رسوایی و این بار گناه
تو و تنهایی و چشم سیاه
از من تازه مسلمان بگذر
بگذر از سر پیمان، بگذر
دِین دیوانه به دین، عشق تو شد
جادهی شك به یقین عشق تو شد
مستم ازجام تهی حیرانی
باده نوشیده شده پنهانی
شاعر: افشین یدالهی | آهنگساز و تنظیمکننده: فردین خلعتبری | خواننده: علیرضا قربانی

برچسب ها: علیرضا قربانی، فردین خلعتبری، افشین یدالهی،

چه بد كردم، چه شد، از من چه دیدی؟
كه ناگه دامن از من دركشیدی
چه افتادت كه از من برشكستی؟
چرا یكبارگی از من رمیدی؟
چه خوش باشد! که دلدارم تو باشی
ندیم و مونس و یارم تو باشی
به غم زان شاد میگردم، که تو غم خوار من گردی
از آن با درد میسازم که تو درمان من باشی
بسا خون جگر، جانا، که بر خوان غمت خوردم
به بوی آنکه یک باری تو هم مهمان من باشی
خوشا چشمی! كه رخسار تو بیند
خوشا ملكی! كه سلطانش تو باشی
خوشا آن دل! كه دلدارش تو گردی
خوشا جانی! كه جانانش تو باشی
شاعر: فخرالدین عراقی | آهنگساز و تنظیمکننده: فرهاد فخرالدینی | خواننده: علیرضا قربانی

برچسب ها: علیرضا قربانی، فرهاد فخرالدینی، فخرالدین عراقی،






