
اگر روزی رسد دستم به دامانت
كنم جان را به قربانت
ولی بی لطف و احسانت چگونه
شوم ناخوانده مهمانت چگونه؟
تو معبود منی بگذار داد از دل بگیرم
پناهم ده كه بر سقف حرم منزل بگیرم
تو دریایی و من تنها غریق مانده در باران
تو فانوس رم شو تا ره ساحل بگیرم
در این بازار بی مهری به دیدار تو شادم
تو شادم كن كه سوز غم برآمد از نهادم
تو میگفتی صدایم كن ز سوز سینه هر شب
صدایت میزنم اما رسی آیا به دادم
كمك كن تا ابد تنها به تو عاشق بمانم
به كوی عاشقی شعر خوش ماندن بخوانم
آهنگساز، تنظیمکننده و خواننده: شادمهر عقیلی | ترانهسرا: بامداد جویباری

توضیح: این ترانه از اولین آثار شادمهر عقیلی در مقام خواننده و یکی از بهترین آثار اوست!
متاسفانه شادمهر پس از مهاجرت از ایران هیچ نشانی از روزهای اوج
فعالیت هنریاش در ایران را نشان نداد. مقایسه آثار امروزه او با آثار
نخستینش در ایران، گویای این ادعاست... پیشنهاد میکنم حتماً این ترانه را
دانلود کنید.
برچسب ها: شادمهر عقیلی، بامداد جویباری،



