تبلیغات
 نغمه های ماندگار | EverlastingSongs - مطالب ابر بابک بیات

دوشنبه 24 اسفند 1388


بشکن سبوی باده را

مستی تویی هستی تویی
در این سرای نیستی
مستی تویی هستی تویی

تو آفتاب هشتمی
سر چهارده عدد
بیدار کن خواب مرا
از وحشت این دیو و دد

بنگر که از هفت آسمان
جایی فرا سوی زمان
نوری هبوط می کند
در غربت این لامکان

بنگر که دریا خون شده
فواره ها گلگون شده
لیلای بی دل را ببین
از عشق تو مجنون شده

در این غروب واپسین
از چتر خورشید یقین
نور حقیقت می چکد
بر خاک مشکوک زمین

فریاد و بانگی می‌رسد
عالم سکوت می‌کند
از هیبتش سلطان دهر
آسان سقوط می کند

آدم هراسان می‌شود
محشر نمایان می‌شود
از تاول آئینه‌ها
خورشید گریان می‌شود

تقدیر ما در دست توست
زنجیر بر دستان ما
ما را رها کن از عدم
هستی بده بر جان ما

شاعر: پیام پارسا | آهنگساز و تنظیم‌کننده: بابک بیات | خواننده: محمد اصفهانی




برچسب ها: محمد اصفهانی، بابک بیات،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


پنجشنبه 3 دی 1388


پشت سر! پشت سر!

پشت سر جهنمه!
روبرو! روبرو!
قتلگاه آدمه!

روح جنگل سیاه
با دست شاخه‌هاش داره
روحمو از من می‌گیره!
تا یه لحظه می‌مونم
جغدا تو گوش هم میگن:
پلنگ زخمی می‌میره!
راه رفتن دیگه نیست
حجله پوسیدن من
جنگل پیره!

پشت سر! پشت سر!
پشت سر جهنمه!
روبرو! روبرو!
قتلگاه آدمه!


قلب ماه سر به زیر
به دار شاخه‌ها اسیر
غروبش رو من می‌بینم
ترس رفتن تو تنم
وحشت موندن تو دلم
خواب برگشتن می‌بینم!
هر قدم به هر قدم
لحظه به لحظه
سایه‌ی دشمن می‌بینم!

پشت سر! پشت سر!
پشت سر جهنمه!
روبرو! روبرو!
قتلگاه آدمه!

ترانه‌سرا: ایرج جنتی عطایی | خواننده: داریوش | آهنگساز و تنظیم‌کننده: بابک بیات






برچسب ها: داریوش، بابک بیات، ایرج جنتی عطایی،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


چهارشنبه 11 آذر 1388


صدای تو، بیداری ریشه،
آواز سبز برگه!
صدای تو، پر وسوسه
مثل شب خونی تگرگه!

صدای تو آهنگ شكستن، بغض یه دنیا حرفه!
تصویری از آغاز صریح قندیل نور و برفه!

هیشكی مثل تو نبود،
هیشكی مثل تو منو باور نكرد!
هیشكی با من مثل تو،
توی نقب شب من سفر نكرد!
هیشكی مثل تو نبود،
ساده مثل بوی پاك اطلسی!
یا بلوغ یه صدا،
میون دغدغه‌ی دلواپسی!

تو غرورت مثل كوه،
مهربونیت مثل بارون، مثل آب!
مثل یك جزیره، دور
مثل یه دریا، پر از وحشت خواب!

هیشكی مثل تو نرفت!
هیشكی مثل تو نموند!
شعرهای تنهاییمو،
هیشكی مثل تو نخوند!

همه حرفام مال تو!
همه شعرام مال تو!
دنیای من شعرمه!
همه دنیام مال تو!


ترانه‌سرا: ایرج جنتی عطایی | آهنگساز: بابک بیات | خواننده: گوگوش | تنظیم‌کننده: واروژان





برچسب ها: گوگوش، بابک بیات، ایرج جنتی عطایی، واروژان،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


سه شنبه 14 مهر 1388


ببین ای بانوی شرقی، ای مث گریه صمیمی

همه هر چی دارم اینجاست، تو این خورجین قدیمی
خورجینی که حتی تو خواب، از تنم جدا نمی شه
مثل اسم و سرنوشتم، دنبالم بوده همیشه

بانوی شرقی من، ای غنی تر از شقایق
مال تو ارزونی تو، خورجین قلب این عاشق!

توی این خورجین کهنه، شعر عاشقانه دارم
برای تو و به اسمت، یک کتاب ترانه دارم
یه سبد گل دارم اما، گل شرم و گل خواهش
تنی از عاطفه سیراب، تنی تشنه‌ی نوازش

بانوی شرقی من، ای غنی تر از شقایق
مال تو ارزونی تو، خورجین قلب این عاشق

این بوی غریب راه نیست، بوی آشنای عشقه
تپش قلب زمین نیست، این صدا صدای عشقه
اسم تو داغی شرمه، تو فضای سرد خورجین
خواستن تو یه ستاره‌س، پشت این ابرای سنگین

بانوی شرقی من، ای غنی تر از شقایق
مال تو ارزونی تو، خورجین قلب این عاشق

خورجینم اگه قدیمی، اگه بی رنگه و پاره
برای تو اگه حتی، ارزش بردن نداره
واسه من بود و نبوده، هر چی که دارم همینه
خورجینی که قلب این، عاشقترین مرد زمینه!

بانوی شرقی من، ای غنی تر از شقایق
مال تو ارزونی تو، خورجین قلب این عاشق

ترانه‌سرا: ایرج جنتی عطایی | آهنگساز و تنظیم‌کننده: بابک بیات | خواننده: ابی






برچسب ها: ابی، بابک بیات، ایرج جنتی عطایی،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


پنجشنبه 31 اردیبهشت 1388

آسیمه سر رسیدی، از غربت بیابان
دلخسته دیدمت از، آوار خیس باران

وا مانده در تبی گنگ، ناگه به من رسیدی
من خود شکسته از خود، در فصل نا امیدی

در برکه‌ی دو چشمت، نه گریه و نه خنده
گم کرده راه شب را، سرگشته چون پرنده

من ره به خلوت عشق، هر گز نبرده بودم
پیدا نمیشدی تو، شاید که مرده بودم

من با تو خو گرفتم، از خنده ات شکفتم
چشم تو شاعرم بود، تا این ترانه گفتم

در خلوت سرایم، یک باره پر کشیدی
آن گاه ای پرنده، بار دگر پریدی

شاعر: اکبر آزاد | آهنگساز: بابک بیات | خواننده: محمد اصفهانی | تنظیم‌کننده: بامداد بیات



برچسب ها: محمد اصفهانی، بابک بیات، اکبر آزاد، بامداد بیات،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


سه شنبه 22 اردیبهشت 1388

روح جنگل سرد و خاموش
شب گرفته بیشه ها را
میزند دستی تبردار
ساقه‌ها و ریشه‌ها را

تا نوازد روزگاران
نغمه‌های آدمیت
شسته دیگر موج نفرت
نقش پای آدمیت

در چنین قرنی بلاخیز
در شب تاریک تردید
یک نفر با قلب من گفت
مردی می آید زخورشید

مردی می آید ستم سوز
در نگاهش موج دریا
شیرمرد بیشه عشق
مرد مردستان طاها

می‌رسد آن غایب آخر
با بهاری نو رسیده
شب شکافی همچو حیدر
اسبش از جنس سپیده

می‌رسد از خطه‌ی نور
تا فروزد جان شب را
شعله‌ی تیغش بسوزد
پرده‌ی ایوان شب را

مردی از نسل محمد
بر تنش شولای طوفان
زین و برگ اسبش از خون
آخرین منجی انسان

مردی از دنیای بهتر
روحش از آیینه برتر
در گلویش نینوایی‌ست
اوج پرواز کبوتر

شاعر: اکبر آزاد | آهنگساز بابک بیات | خواننده: خشایار اعتماری | تنظیم‌کننده: فواد حجازی

 



برچسب ها: خشایار اعتمادی، بابک بیات، اکبر آزاد، فواد حجازی،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


(تعداد کل صفحات:2)      1   2  

Real Time Web Analytics