نغمه های ماندگار | EverlastingSongs - پست های ابر آندرانیک

شنبه 3 بهمن 1388


اسم مرا صدا کن، با من ولی غریبه

ای حرمت ترانه، ای شعر عاشقانه

غمگین ز بی تو ماندن، با عطر تو عجینم
دور از امید و باور، دلخوش به این بهانه

زیر غبار حسرت، اسم مرا صدا کن
با من بخوان دوباره، صد شعر و صد ترانه

ابر غریب غصه، غمگین ز راز چشمت
گریه ولی باران، بی نام و بی نشانه

اسم مرا صدا کن!

قهر سکوت تلخت، هم راز هق‌هق‌ام شد
مرهم جز این نباشد، در ظلمت شبانه

با خود اگر چه دورم، سر تا به پا تو هستم
از تو به خود رسیدم، پر شور و عارفانه

ای موج سرکش شب، دریای برد باری
من زورقی شکسته‌ام، در شام شاعرانه

اسم مرا صدا کن، با من ولی غریبه
ای حرمت ترانه، ای شعر عاشقانه

آهنگساز، تنظیم‌کننده و خواننده: آندرانیک آساندریان (آندو)





برچسب ها: آندرانیک،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


چهارشنبه 6 خرداد 1388

من آن موجم که آرامش ندارم
به آسانی سر سازش ندارم

همیشه در گریز و در گذارم
نمی‌مانم به یکجا بی قرارم

سفر یعنی من و گستاخی من
همیشه رفتن و هرگز نماندن

هزاران ساحل و نادیده دیدن
به پرسش های بی‌پاسخ رسیدن

من از تبار دریا، از نسل چشمه‌سارم
رهاتر از رهایی، حصار بی‌حصارم

ساحل حصار من نیست، پایان کار من نیست
همدرد و یار من نیست، کسی که یار من نیست

صدای زنده بودن در خروشم
به ساحل چون می‌آیم خموشم

به هنگامی که دنیا فکر ما نیست
برای مرگ هم در خانه جا نیست

اگر خامش بشینم روا نیست
دل از دریا بریدن کار ما نیست

ترانه‌سرا: اردلان سرفراز | خواننده: داریوش | آهنگساز: فرید زولاند | تنظیم‌کننده: آندرانیک



برچسب ها: داریوش، فرید زولاند، آندرانیک، اردلان سرفراز،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


دوشنبه 14 اردیبهشت 1388

وقتی كه بچه بودم
پرواز یك بادبادك
می بردت از بام‌های سحر خیزی پلك
تا نارنج‌زاران خورشید

وقتی كه بچه بودم
خوبی زنی بود، كه بوی سیگار میداد
و اشكهای درشتش
از پشت عینك با قرآن می آمیخت!

آه! آن روزها رنگین
آه! آن روزهای كوتاه

وقتی كه بچه بودم
آب و زمین و هوا بیشتر بود
و جیرجیرك، شب‌ها
در متن موسیقی ماه
آواز می خواند

وقتی كه من بچه بودم
در هر هزاران و یك شب
یك قصه بس بود
تا خواب و بیداری خوابناكت
سرشار باشد

آه! آن روزها رنگین
آه! آن فاصله‌های كوتاه

آن روزها، آدم بزرگ‌ها و زاغ‌های فراغ
این‌سان فراوان نبودند
وقتی که بچه بودم، مردم نبودند
آن روزها
وقتی که من بچه بودم
غم بود ... اما، کم بود!

شاعر: اسماعیل خویی | آهنگساز و خواننده: فرهاد | تنظیم‌کننده: آندرانیک

* حذفیات و تغییراتی در متن این شعر زیبا توسط زنده یاد فرهاد مهراد صورت گرفته است. برای مطالعه‌ی شعر کامل می‌توانید به این لینک مراجعه کنید



برچسب ها: فرهاد، آندرانیک، اسماعیل خویی،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


چهارشنبه 26 فروردین 1388

مثل تو مثل یه كفتر
مثل من مثل یه كودك
مثل من مثل یه شاخه
مثل تو مثل یه پوپك

مثل پروانه‌ای در مشت
چه آسون میشه مارو كشت!

قریه تا قریه اشك
ستاره تا ستاره سرد
غریبه تا غریبه ترس
مترسك تا مترسك درد

مثل تصویر ماه تلخ تبعیدی
كه رو تالاب این پس‌راهه افتاده
مثل این ساكت دلگیر آواره
كه تن وا كرده رو دلتنگی جاده

مارو با قطره ی اشكی
میشه لرزوند و ویرون كرد
مارو با بوسه شعری
میشه ترانه‌بارون كرد

تو این بیداد پهناور
تو این شبراهه سرتاسر
نه یک دست و نه یک آغوش
نه یک سنگ و نه یک سنگر

پناهی نیست جز آواز
رفیقی نیست جز دیوار
كجایی ای چراغ عشق
منو از سایه ها بردار

ترانه‌سرا: ایرج جنتی عطایی | خواننده، آهنگساز و تنظیم‌کننده: آندرانیک (آندو)



برچسب ها: آندرانیک، ایرج جنتی عطایی،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


دوشنبه 5 اسفند 1387

باز کن پنجره را و به مهتاب بگو:
صفحه‌ی ذهن کبوتر آبی است
خواب گل مهتابی است!

ای نهایت در تو، ابدیت در تو
ای همیشه با من، تا همیشه بودن

باز کن چشمت را، تا که گل باز شود
قصه زندگی آغاز شود!
تا که از پنجره چشمانت، عشق آغاز شود
تا دلم باز شود!

دلم اینجا تنگ است، دلم اینجا سرد است!
فصلها بی معنی، آسمان بی رنگ است!
سرد سرد است اینجا، باز کن پنجره را
باز کن چشمت را، گرم کن جان مرا!

ای همیشه آبی، ای همیشه دریا!
ای تمام خورشید، ای همیشه گرما!

سرد سرد است اینجا، باز کن پنجره را
ای همیشه روشن، بازکن چشم به من!

ترانه‌سرا: اردلان سرفراز | خواننده: معین | آهنگساز: حسن شماعی‌زاده | تنظیم‌کننده: آندرانیک





برچسب ها: معین، حسن شماعی زاده، آندرانیک، اردلان سرفراز،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


شنبه 3 اسفند 1387

گل بارون زده‌ی من! گل یاس نازنینم!
می‌شکنم، پژمرده میشم، نذار اشکاتو ببینم!
تا همیشه تورو داشتن، داشتن تمام دنیاست!
از تو و اسم تو گفتن، بهترین همه حرفاست!

با تو، با تو اگه باشم،
وحشت از مردن ندارم!
لحظه‌هام پر میشن از تو!
وقت غم خوردن ندارم!

ای غزل‌واره‌ی دلتنگ، که همه تنت کلامه!
هنوزم با گل گونه‌ت، شرم اولین سلامه!
ای تو جاری توی شعرم، مثل عشق و خون و حسرت!
دفتر شعر من از تو، سبد خاطره هامه!

ای گل شکسته ساقه! گل پرپر!
که به یاد هجرت پرنده هائی!
توی یأس مبهم چشمات می‌بینم
که به‌فکر یه سفر به انتهایی!

سر به زیر دلشکسته! نازنینم!
اگه ساده‌س واسه تو گذشتن از من،
مرثیه سرکن برای رفتن من!
آخه مرگه واسه من از تو گذشتن!

گل بارون‌زده‌ی من! اگه دلتنگم و خسته،
اگه کوچیدن طوفان، ساقه‌ی منم شکسته!
می‌تونم خستگیاتو، از تن پاکت بگیرم!
می‌تونم برای خوبیت، واسه سادگیت بمیرم!

با تو، با تو اگه باشم،
وحشت از مردن ندارم!
لحظه‌هام پر میشن از تو!
وقت غم خوردن ندارم!

ترانه‌سرا: ایرج جنتی عطایی | آهنگساز: سیاوش قمیشی | خواننده: داریوش | تنظیم: آندرانیک (آندو)

علاقمندان به وبلاگ «نغمه‌های ماندگار» از این پس می‌توانند برای دسترسی به وبلاگ از آدرس www.EverlastingSongs.ir  استفاده نمایند.



برچسب ها: داریوش، سیاوش قمیشی، ایرج جنتی عطایی، آندرانیک،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


(تعداد کل صفحات:2)      1   2  

Real Time Web Analytics