تبلیغات
 نغمه های ماندگار | EverlastingSongs - مطالب شهریور 1388

چهارشنبه 25 شهریور 1388


ای خشم به جان تاخته، توفان شرر شو

ای بغض گل انداخته، فریاد خطر شو
ای روی برافروخته، خود پرچم ره باش
ای مشت برافراخته، افراخته تر شو
ای حافظ جان وطن، از خانه برون آی
از خانه برون چیست، كز خویش به در شو
گر شعله فرو ریزد، بشتاب و میندیش
ور تیغ فرو بارد، ای سینه سپر شو
خاك پدران است كه دست دگران است
هان ای پسرم، خانه نگهدار پدر شو
دیوار مصیبت كده حوصله بشكن
شرم آیدم از این همه صبر تو، ظفر شو
تا خود جگر روبهكان را بدرانی
چون شیر در این بیشه، سراپای جگر شو
مسپار وطن را به قضا و قدر ای دوست
خود بر سر آن، تن به قضا داده، قدر شو
فریاد به فریاد بیافزای كه وقت است
در یك نفس تازه اثرهاست، اثر شو
ایرانی آزاده! جهان چشم به راه است
ایران كهن در خطر افتاده خبر شو
مشتی خس و خارند، به یك شعله بسوزان
بر ظلمت این شام سیه فام، سحر شو

شاعر: فریدون مشیری | خواننده: شهرام ناظری | آهنگساز و تنظیم‌کننده: پژمان طاهری






برچسب ها: شهرام ناظری، فریدون مشیری، پژمان طاهری،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


شنبه 21 شهریور 1388


وطن: پرنده ی پر در خون!

وطن: شکفته گل در خون!
وطن: فلات شهید و شمع!
وطن: پا تا به سر خون!
وطن: ترانه‌ی زندانی!
وطن: قصیده‌ی ویرانی!

ستاره‌ها اعدامیان ظلمت
به خاک اگر چه می‌ریزند!
سحر دوباره بر می‌خیزند!

بخوان که دوباره بخواند
این عشیره‌ی زندانی
گل سرود شکستن را!
بگو که به خون بسراید
این قبیله‌ی قربانی
حرف آخر رستن را!

با دژخیمان اگر شکنجه
اگر بند است و شلاق و خنجر
اگر مسلسل و انگشتر
با ما تبار فدایی!
با ما غرور رهایی!
به نام آهن و گندم!
اینک! ترانه‌ی آزادی!
اینک! سرودن مردن!

امروز ما
امروز فریاد!
فردای ما
روز بزرگ میعاد!

بگو که دوباره می‌خوانم
با تمامی یارانم
گل‌سرود شکستن را!
بگو! بگو که به خون می سرایم
دوباره با دل و جانم
حرف آخر رستن را!

بگو به ایران!
بگو به ایران!

شاعر: ایرج جنتی عطایی | خواننده: داریوش | آهنگساز: خولیو فلیسیانو | تنظیم‌کننده: واروژان








برچسب ها: داریوش، ایرج جنتی عطایی، واروژان،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


پنجشنبه 12 شهریور 1388
این تصنیف جدیدترین اجرای «استاد محمدرضا شجریان» است که پس از اتفاقات اخیر کشور اجرا شده است.



تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار
تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کن
ندارم جز زبانِ دل -دلی لبریزِ مهر تو-
تو ای با دوستی دشمن.

زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی ست
زبان قهر چنگیزی ست
بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید.

برادر! گر که می خوانی مرا، بنشین برادروار
تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسان کش برون آید.

تو از آیین انسانی چه می دانی؟
اگر جان را خدا داده ست
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر را
به خاک و خون بغلطانی؟

گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی
و حق با توست
ولی حق را -برادر جان-
به زور این زبان نافهم آتشبار
نباید جست...

اگر این بار شد وجدان خواب آلوده ات بیدار
تفنگت را زمین بگذار...

شاعر: فریدون مشیری | خواننده و آهنگساز: محمدرضا شجریان | تنظیم کننده: مجید درخشانی





* با توجه به اینکه این اثر بصورت تک‌آهنگ منتشر شده است، می‌توانید با کیفیت اصلی دانلود نمایید.
** دانلود آهنگ با حجم کمتر (کیفیت 48 Kbps)


برچسب ها: محمدرضا شجریان، فریدون مشیری، مجید درخشانی،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


جمعه 6 شهریور 1388


گردی از راهی نمی خیزد، سواران را چه شد

مرده اند از بیم یاران، نامداران را چه شد

جز صدای جغدها چیزی نمی آید به گوش
قمریان آخر کجا رفتند، ساران را چه شد

از هجوم کرکسان شوم قلب من گرفت
بلبلان، قرقاولان، کبکان، هزاران را چه شد

دور تا دور من از دشمن سیاهی می‌زند
دوستان ما کجا رفتند، یاران را چه شد

هر کجا سوز زمستان است و تاراج خزان
روح تابستان و عطر نوبهاران را چه شد

زیر سم لشکر ضحاک پشت من شکست
کاوه لشکرشکن کو، شهسواران را چه شد

لشکر توران به قلب سرزمین ما رسید
رستم و گودرز کو، اسفندیاران را چه شد

خشکسالی در زمین بیداد و غوغا می‌کند
بخشش هفت آسمان کو، باد و باران را چه شد

خواننده و آهنگساز: حبیب






برچسب ها: حبیب،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


یکشنبه 1 شهریور 1388

ناله به دل شد گره، راه نیستان کجاست؟
سینه به‌من شد قفس، طرف بیابان کجاست؟

در تف این بادیه، سوخت سراپا تنم
مزرعم آتش گرفت، نم‌نم باران کجاست؟

خوب و بد زندگی، بر سر هم ریخـتند
تا کند از هم جدا، بازوی دهقان کجاست؟

در تـَف این بادیه، سوخت سراپا تنم
مزرعم آتش گرفت، نم‌نم باران کجاست؟


اشک در آبم نشاند، آه به بادم سپرد
عقل به بندم فكند، رخنه‌ی زندان کجاست؟

شاعر: خلیل الله خلیلی | خواننده: اکبر گلپایگانی | آهنگساز: فضل الله توکل





درباره استاد خلیل الله خلیلی

جهت خواندن متن کامل شعر اینجا کلیک کنید
برچسب ها: اکبر گلپایگانی، فضل الله توکل، خلیل الله خلیلی،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


Real Time Web Analytics