جمعه 30 مرداد 1388

بارون امشب،
توی ایوون
مث آزادی تو زندون
بی صفا،
با صداقت،
بیریا بود...
توی زندون،
میکنه جون
مرد با همت میدون!
توی فکر رای فرجام امیره!
بی سرانجام،
نداره حتی رفیقی
که بگه دردشو!
درد دیدن و نگفتن!
بی سرانجام،
توی فکر آسمونه
که بباره،
بلکه تو قطرهی بارون
بتونه اشک خدا رو هم ببینه!
نمی دونه همین امشب
خدا مهمون امیره!
* متنی که ملاحظه میکنید مربوط به اجرای اول این ترانه میباشد. در اجرای دوم بخشهایی از ترانه تغییر یافته است. اجرای نخست را میتوانید دریافت کنید
برچسب ها: سیاوش قمیشی، استیو مک کرام،
سه شنبه 20 مرداد 1388

روز وصل دوستداران یاد باد
یاد باد آن روزگاران یاد باد
کامم از تلخی غم چون زهر گشت
بانگ نوش شادخواران یاد باد
گر چه یاران فارغند از یاد من
از من ایشان را هزاران یاد باد
مبتلا گشتم در این بند و بلا
کوشش آن حق گزاران یاد باد
گر چه صد رود است در چشمم مدام
زنده رود باغ کاران یاد باد
راز حافظ بعد از این ناگفته ماند
ای دریغا رازداران یاد باد
برچسب ها: محمدرضا شجریان، پرویز مشکاتیان، حافظ،
دوشنبه 12 مرداد 1388

نمیدانم چه میخواهم بگویم
زبانم در دهان باز بستهست
در تنگ قفس باز است و افسوس
که بال مرغ آوازم شکستهست
نمیدانم چه میخواهم بگویم
غمی در استخوانم میگدازد
خیال ناشناسی آشنا رنگ
گهی می سوزدم گه مینوازد
پریشان سایهای آشفته آهنگ
زمغزم میتراود گیج و گمراه
چو روح خوابگردی مات و مدهوش
که بیسامان به ره افتد شبانگاه
درون سینهام دردیست خونبار
که همچون گریه میگیرد گلویم
غمی آشفته دردی گریه آلود
نمیدانم چه میخواهم بگویم
برچسب ها: محمد اصفهانی، علیرضا کهن دیری، هوشنگ ابتهاج،
شنبه 10 مرداد 1388

خوشا آنان که با عزت زگیتی
بساط خویش بر چیدند و رفتند
زکالاهای این آشفته بازار
محبت را پسندیدند و رفتند
خوشا آنان که از پیمانه دوست
شراب عشق نوشیدند و رفتند
خوشا آنان که با ایمان و اخلاص
حریم دوست بوسیدند و رفتند
خوشا آنان که در راه عدالت
به خون خویش غلتیدند و رفتند
خوشا آنان که بار دوستی را
کشیدند و نرنجیدند و رفتند
خوشا آنان که بذر آدمیت
در این ویرانه پاشیدند و رفتند
برچسب ها: اکبر گلپایگانی، انوشیروان روحانی، قاسم رسا،
جمعه 9 مرداد 1388

یاور از ره رسیده با من از ایران بگو
از فلات غوطه در خون بسیاران بگو
باد شبگرد سخن چین، پشت گوش پردههاست
تا جهان آگه شود، بی پرده از یاران بگو
شب سیاهی میزند بر خانههای سوگوار
از چراغ روشن اشك سیهپوشان بگو
پرسهی یأس است در آواز این پیتارگان
از زمین، از زندگی، از عشق، از ایمان بگو
سوختم! آتش گرفتم! از رفیق نارفیق
از غریبه، آشنا، یاران همپیمان بگو
ضجهی نامآواران زخمی به خاموشی نزد
از خروش نعرهی انبوه گمنامان بگو
قصههای قهرمانان قهر ویرانگر نداشت
از غم و خشم جهانساز تهیدستان بگو
با زمستانی كه میتازد به قتل عام باغ
از گل خشمی كه میروید در این گلدان بگو
برچسب ها: داریوش، احمد پژمان، ایرج جنتی عطایی، داود بهبودی،
سه شنبه 6 مرداد 1388

سوار خواهد آمد
سرای رفت و رو کن
کلوچه در سبد نه
شراب در سبو کن
به شستشوی باران
صفای گل فزون تر
کنار چشمه بنشین
نشاط شستشو کن
جلیقهی زری را
ز جامهدان برآور
گرش رسیده زخمی
به چیرگی رفو کن
ز پول زر به گردن
ببند طوقی اما
به سیم تو نیرزد
قیاس با گلو کن
به هفت رنگ شایان
یکی پری بیارا
ز چارقد نمایان
دو زلف از دو سو کن
ز گوشهی خموشی
ستاره گونه برگشت
سرودی از جوانی
به پرده جستجو کن
چه بود آن ترانه
ولی به یادم آمد
ترانهی ز دستم
گلی بگیر و بو کن
سکوت سهمگین را
از این سرا بتاران
بخوان برقص آری
بخند و های و هو کن
سوار چون درآید
بر آستان خانه
گلی بچین و با دل
نثار پای او کن
تبلیغات










