دوشنبه 29 تیر 1388

والا پیامدار، محمد!
گفتی كه یک دیار
هرگز به ظلم و جور
نمیماند برپا و استوار!
آنگاه، تمثیلوار
کشیدی عبای وحدت
بر سر پاکان روزگار!
در تنگ پرتبرک آن نازنین عبا،
دیرینه! ای محمد!
جا هست بیش و کم،
آزاده را
که تیغ کشیدهست بر ستم؟!
برچسب ها: فرهاد، اسفندیار منفردزاده، سیاوش کسرایی،
شنبه 27 تیر 1388

دوباره می سازمت وطن!
اگر چه با خشت جان خویش
ستون به سقف تو می زنم،
اگر چه با استخوان خویش
دوباره می بویم از تو گُل،
به میل نسل جوان تو
دوباره می شویم از تو خون،
به سیل اشك روان خویش
دوباره ، یك روز آشنا،
سیاهی از خانه میرود
به شعر خود رنگ می زنم،
ز آبی آسمان خویش
اگر چه صد ساله مرده ام،
به گور خود خواهم ایستاد
كه بردَرَم قلب اهرمن،
ز نعره ی آنچنان خویش
كسی كه « عظم رمیم» را
دوباره انشا كند به لطف
چو كوه می بخشدم شكوه ،
به عرصه ی امتحان خویش
اگر چه پیرم ولی هنوز،
مجال تعلیم اگر بُوَد،
جوانی آغاز می كنم
كنار نوباوگان خویش
حدیث حب الوطن ز شوق
بدان روش ساز می كنم
كه جان شود هر كلام دل،
چو برگشایم دهان خویش
هنوز در سینه آتشی،
بجاست كز تاب شعله اش
گمان ندارم به كاهشی،
ز گرمی دمان خویش
دوباره می بخشی ام توان،
اگر چه شعرم به خون نشست
دوباره می سازمت به جان،
اگر چه بیش از توان خویش
برچسب ها: بیژن بیژنی، کامبیز روشن روان، سیمین بهبهانی،
پنجشنبه 25 تیر 1388

نترسون باغو از گل، نترسون سنگو از برف
نترسون ماهو از ابر، نترسون کوهو از حرف
نترسون بیدو از باد، نترسون خاکو از برگ
نترسون عشقو از رنج، نترسون ما رو از مرگ
نه تیر و دشنه، نه دار و زندون
ستارهها رو، از شب نترسون!
چه ترسی داره بوسه بر لب خونین آزادی؟
چرا وحشت کنم از عشق چرا برگردم از شادی!
از این خاموش تا خورشید، چه ترسی داره پل بستن؟
از این سرچشمه تا دریا، خوشا شکفتن و رستن!
نترسون عاشقا رو از این کولاک تاراج
به خاک افتادن از عشق، پرو بال به معراج
نه تیر و دشنه، نه دار و زندون
ستارهها رو، از شب نترسون!
کجا پروانه ترسید از، حریر شعله پوشیدن؟
کجا شبنم هراسید از، شراب نور نوشیدن؟
از این شب کوشی خاموش، از این تکرار بی رویا
سلام ای صبح آزادی! سلام ای روشن فردا!
برچسب ها: داریوش، ایرج جنتی عطایی، فرید زولاند،
چهارشنبه 24 تیر 1388

تنیده یاد تو در تار و پودم میهن ای میهن
بود لبریز از عشقت وجودم میهن ای میهن
تو بودم کردی از نابودی و با مهر پروردی
فدای نام تو بود و نبودم میهن ای میهن
فزونتر گرمی مهرت اثر می کرد، چون دیده
به حال پر عذابت می گشودم میهن ای میهن
به هر مجلس به هر زندان به هر شادی به هر ماتم
به هر حالت که بودم با تو بودم میهن ای میهن
اگر مستم اگر هشیار اگر خوابم اگر بیدار
به سوی تو بود روی سجودم میهن ای میهن
به دشت دل گیاهی جز گل رویت نمی روید
من این زیبا زمین را آزمودم میهن ای میهن
شاعر: ابوالقاسم لاهوتی | خواننده: محمدرضا شجریان | آهنگساز: جلیل عندلیبی


* اجرایی که میشنوید توسط گروه عارف (به سرپرستی پرویز مشکاتیان) انجام گرفته است.
** علیرضا افتخاری نیز این آهنگ و شعر را -با تغییر در متن شعر- در آلبوم "امان از جدایی" اجرا کرده است.
** علیرضا افتخاری نیز این آهنگ و شعر را -با تغییر در متن شعر- در آلبوم "امان از جدایی" اجرا کرده است.
برچسب ها: محمدرضا شجریان، جلیل عندلیبی،
سه شنبه 23 تیر 1388

گلدونا گل ندادن
درختا بار ندادن
گوسفند و گاو و میشا
ماست و پنیر ندادن
گندمای بیابون
یه لقمه نون ندادن
چشمههای تو دالون
یه چیکه آب ندادن
به هر کی هر چی گفتم
به من جواب ندادن
مردای مست کوچه
تو جیباشون کلوچه
تلو تلو میرفتن
از پیچ و تاب کوچه
آی آدمای مرده
ترس دلاتونو برده
پس چرا ساکت هستین
سگ دلاتونو خورده؟
به هر کی هر چی گفتم
به من جواب ندادن
بسه ساکت نشستن
در خونه ها رو بستن
ار همه دل بریدن
دل به کسی نبستن
یالا پاشین بجنگین
با این روزای ننگین
چه فایده داره اینجا
حتی نشه بخندیم
برچسب ها: فریدون فروغی، مسعود امینی،
دوشنبه 22 تیر 1388

با این غروب از غم سبز چمن بگو
اندوه سبزههای پریشان به من بگو
اندیشههای سوختهی ارغوان بین
رمز خیال سوختگان بی سخن بگو
آن شد که سر به شانه ی شمشاد می گذاشت
آغوش خک و بی کسی نسترن بگو
شوق جوانه رفت ز یاد درخت پیر
ای باد نوبهار زعهد کهن بگو
آن آب رفته باز نیاید به جوی خشک
با چشم تر ز تشنگی یاسمن بگو
از ساقیان بزم طربخانه ی صبوح
با خامشان غمزده ی انجمن بگو
زان مژده گو که صد گل سوری به سینه داشت
وین موج خون که می زندش در دهن بگو
سرو شکسته نقش دل ما بر آب زد
این ماجرا به اینه ی دل شکن بگو
آن سرخ و سبز سایه بنفش و کبود شد
سرو سیاه من ز غروب چمن بگو
برچسب ها: شهرام ناظری، هوشنگ ابتهاج، فرخزاد لایق،
تبلیغات









