یکشنبه 25 بهمن 1388

کی اشکاتو پاک میکنه، شبا که غصه داری
دست رو موهات کی میکشه، وقتی منو نداری؟
شونهی کی، مرهم هق هقت میشه دوباره
از کی بهونه میگیری، شبای بی ستاره؟
برگ ریزونای پاییز، کی چشم به رات نشسته؟
از جلو پات جمع میکنه، برگای زرد و خسته
کی منتظر میمونه، حتی شبای یلدا
تا خنده رو لبات بیاد، شب برسه به فردا؟
کی از سرود بارون، قصه برات میسازه؟
از عاشقی میخونه، وقتی که راه درازه!
کی از ستاره بارون، چشماشو هم میذاره؟
نکنه ستاره ای بیاد، یاد تو رو نیاره
برچسب ها: ابی، سیاوش قمیشی، استیو مک کرام،
سه شنبه 20 بهمن 1388

ایرانی به
سرکن خواب مستی
برهم زن بساط خود پرستی
که چشم جهانی سوی تو باشد
چه
از پا نشستی
در این شب
سپیده نادمیده
تیغ شب به خونش درکشیده
امید چه داری از این شب
که
در خون کشیده سپیده
تیغ بر کش
آذر فشان، نغمهها را تندری کن
در دل شب رخ بر فروز، کار مهر خاوری کن
از
درون سیاهی برون تاز
پرچم روشنائی برافراز
تا جهانی
از تباهی وا رهانی
دیو شب را تیغ بر دل برنشانی
با خواری در روزگار
ننگ باشد زندگانی
مرگ به تا چنین زندگانی
ای مبارز
ای مجاهد ای برادر
دل یکی کن ره یکی کن بار دیگر
راه بگشا سوی شهر
روشنی ها
روزگار تیرگی ها برسرآمد
شاعر: جواد آذر | خواننده: محمدرضا شجریان | آهنگساز: پرویز مشکاتیان | تنظیم: محمدرضا لطفی

برچسب ها: شجریان، مشکاتیان، جواد آذر،
پنجشنبه 15 بهمن 1388

وقتی میای صدای پات
از همه جادهها میاد
انگار نه از یه شهر دور
که از همه دنیا میاد
تا وقتی که در وا میشه
لحظهی دیدن میرسه
هر چی که جادهست رو زمین
به سینهی من میرسه
ای که تویی همه کسم
بیتو میگیره نفسم!
اگه تو رو داشته باشم
به هرچی میخوام میرسم
وقتی تو نیستی قلبمو
واسه کی تکرار بکنم؟
گلهای خواب آلوده رو
واسه کی بیدار بکنم؟
دست کبوترای عشق
واسه کی دونه بپاشه
مگه تن من میتونه
بدون تو زنده باشه؟
عزیزترین سوغاتیه
غبار پیراهن تو
عمر دوبارهی منه
دیدن و بوییدن تو
نه من تو رو واسه خودم
نه از سر هوس میخوام
عمر دوبارهی منی
تو رو واسه نفس میخوام
ای که تویی همه کسم
بیتو میگیره نفسم!
اگه تو رو داشته باشم،
به هرچی میخوام میرسم
برچسب ها: هایده، محمد حیدری، ناصر چشم آذر، اردلان سرفراز،
جمعه 9 بهمن 1388

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد
ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد
چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد
زین تطاول که کشید از غم هجران بلبل
تا سراپرده گل نعره زنان خواهد شد
مطربا مجلس انس است غزل خوان و سرود
چند گویی که چنین رفت و چنان خواهد شد
گل عزیز است غنیمت شمریدش صحبت
که به باغ آمد از این راه و از آن خواهد شد
برچسب ها: ایرج بسطامی، پرویز مشکاتیان، حافظ،
شنبه 3 بهمن 1388

اسم مرا صدا کن، با من ولی غریبه
ای حرمت ترانه، ای شعر عاشقانه
غمگین ز بی تو ماندن، با عطر تو عجینم
دور از امید و باور، دلخوش به این بهانه
زیر غبار حسرت، اسم مرا صدا کن
با من بخوان دوباره، صد شعر و صد ترانه
ابر غریب غصه، غمگین ز راز چشمت
گریه ولی باران، بی نام و بی نشانه
اسم مرا صدا کن!
قهر سکوت تلخت، هم راز هقهقام شد
مرهم جز این نباشد، در ظلمت شبانه
با خود اگر چه دورم، سر تا به پا تو هستم
از تو به خود رسیدم، پر شور و عارفانه
ای موج سرکش شب، دریای برد باری
من زورقی شکستهام، در شام شاعرانه
اسم مرا صدا کن، با من ولی غریبه
ای حرمت ترانه، ای شعر عاشقانه
برچسب ها: آندرانیک،
تبلیغات







