نغمه های ماندگار | EverlastingSongs - مطالب فروردین 1388

یکشنبه 9 فروردین 1388

در به روی خود نبند، بر همه دنیا بخند
عمر آدمها کمه، فرصت آه و دمه
اشک گلها در بهار، قطره‌های شبنمه
چشم خود بر هم زنی، میرسد از ره بهار
خوش بحال روزگار، خوش بحال روزگار

زندگی با خوب و بد طی میشود
صبح فروردین شب دی میشود
لحظه ها را مگذران بی اعتبار
لحظه گردد ماه و سالی بی‌شمار

چشم خود بر هم زنی، میرسد از ره بهار
خوش بحال روزگار، خوش بحال روزگار

از کنایه بارها، بر خود و بر حال خود خندیده‌ام
بر سرشت و سرنوشت، بر نصیب و فال خود خندیده‌ام
خنده‌ای از فرط شوق، کس ندیده بی گمان از من مگر
در میان گریه‌ها، بر خود و احوال خود خندیده‌ام

چشم خود بر هم زنی، میرسد از ره بهار
خوش بحال روزگار، خوش بحال روزگار

ترانه‌سرا و آهنگساز: فضل‌اله توکل | خواننده: علیرضا افتخاری | تنظیم‌کننده: بهنام خدارحمی



برچسب ها: علیرضا افتخاری، بهنام خدارحمی، فضل الله توکل،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


شنبه 8 فروردین 1388

بوی باران بوی سبزه بوی خاك
شاخه های شسته باران خورده پاك
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس رقص باد
نغمه شوق پرستو های شاد
خلوت گرم كبوترهای مست
نرم نرمك می رسد اینك بهار
خوش به حال روزگار

خوش به حال چشمه‌ها و دشت ها
خوش به حال دانه‌ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه‌های نیمه باز
خوش به حال دختر میخك كه می‌خندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب

ای دل من گرچه در این روزگار
جامه‌ی رنگین نمی‌پوشی به کام
باده‌ی رنگین نمی نوشی زجام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می‌باید تهی است

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر كامی نگیریم از بهار

گر نكوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ

شاعر: فریدون مشیری | آهنگساز و تنظیم‌کننده: اسفندیار منفردزاده | خواننده: داریوش



برچسب ها: داریوش، اسفندیار منفردزاده، فریدون مشیری،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


جمعه 7 فروردین 1388

گل اومد بهار اومد میرم به صحرا
عاشق صحراییم بی نصیب و تنها

دلبر مه پیکر گردن بلورم
عید اومد بهار اومد من از تو دورم

گر بیام از این سفر ای گل عذارم
از سفر طاق طلا برات میارم

دلبر مه پیکر گردن بلورم
عید اومد بهار اومد من از تو دورم

ز تو خواهم ز تو خواهم
عهد عشقی که بستی وفا کنی یاد ما کنی

از چمنها گر گذشتی یاد من کن
گر شنیدی سرگذشتی یاد من کن

دلبر مه پیکر گردن بلورم
عید اومد بهار اومد من از تو دورم

گل اومد بهار اومد میرم به صحرا
عاشق صحراییم بی نصیب و تنها

خوش ادا بالا بلا شیرین زبونم
مانده ام دور از تو و از آشیونم

آشیونم را گل خود رو گرفته
سبزه از هر گوشه تا زانو گرفته

گر بیام از این سفر ای گل عذارم
از سفر طاق طلا برات میارم

ترانه‌سرا: کریم فکور | آهنگساز: مجید وفادار | خواننده: پوران



برچسب ها: پوران، مجید وفادار، کریم فکور،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


پنجشنبه 6 فروردین 1388

شكوفه می‌رقصد از باد بهاری
شده سرتاسر دشت سبز و گلناری

شكوفه‌های بی قرار روز آفتابی
به صبا بوسه دهند با لب سرخابی

ای شكوفه خنده تو جلوه‌ها دارد
آن روی زیبا نظری سوی ما دارد

دلداده بلبل دارد سخن‌ها
آراید از ساز و سخن دشت و چمن‌ها
پروانه در دشت طرب آمده تنها

باد بهاری با بیقراری ش
كوفه پرپر كند و لاله پریشان
به هر طرف دست صبا گشته گل افشان

شكوفه میرقصد از بادبهاری
شده سرتاسر دشت سبز و گلناری

عطر جان پرور گل می برد هوشم
نغمه مرغ چمن كرده خاموشم

ای شكوفه خنده تو جلوه ها دارد
آن روی زیبانظری سوی مادارد

شاعر: پرویز وکیلی | خواننده: ویگن | آهنگساز: عطااله خرم | تنظیم: منوچهر چشم آذر



برچسب ها: ویگن، عطا اله خرم، پرویز وکیلی، منوچهر چشم آذر،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


چهارشنبه 5 فروردین 1388

تا بهار دلنشین، آمده سوی چمن
ای بهار آرزو، بر سرم سایه فکن
چون نسیم نو بهار، بر آشیانم کن گذر
تا که گلباران شود، کلبه‌ی ویران من

تا بهار زندگی، آمد بیا آرام جان
تا نسیم از سوی گل، آمـد بیا دامن کشان
چون سپندم بر سر آتش نشان بنشین دمی
چون سرشکم در کـنار بنشین نشان سوز نهان

تا بهار دلنشین، آمده سوی چمن
ای بهار آرزو، بر سرم سایه فکن
چون نسیم نو بهار، بر آشـیانم کن گذر
تا که گلباران شود، کلبه ویران من

بازآ ببین در حیرتم بشکن سکوت خلوتم
چون لاله‌ی تنـها ببین، بر چهره داغ حسرتم
ای روی تـو آیینه‌ام،
 عشقت غم دیرینه‌‌ام
بازآ چو گل در این بهار، سر را بنه بر سینه‌ام

شاعر: بیژن ترقی | آهنگساز و تنظیم‌کننده: روح‌اله خالقی | خواننده: غلامحسین بنان



برچسب ها: بنان، روح اله خالقی، بیژن ترقی،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


سه شنبه 4 فروردین 1388

بهار بهار صدا همون صدا بود
صدای شاخه ها و ریشه ها بود

بهار بهار چه اسم آشنایی
صدات میاد اما خودت کجایی

وا بکنیم پنجره ها رو یا نه
تازه کنیم خاطره ها رو یا نه

بهار اومد لباس نو تنم کرد
تازه تر از فصل شکفتنم کرد

بهار اومد با یه بغل جوونه
عیدو اورد از تو کوچه تو خونه

خیاط ما یه غربیل باغچه ما یه گلدون
خونه ما همیشه منتظر یه مهمون

بهار بهار یه مهمون قدیمی
یه آشنای ساده و صمیمی

یه آشنا که مثل قصه ها بود
خواب و خیال همه بچه ها بود

یادش بخیر بچگیا چه خوب بود
حیف که هنوز صبح نشده غروب بود

آخ که چه زود قلک عیدیهامون
وقتی شکست باهاش شکست دلامون

بهار اومد برفها رو نقطه چین کرد
خنده به دلمردگی زمین کرد

چقدر دلم فصل بهار و دوست داشت
وا شدن پنجره ها رو دوست داشت

بهار اومد پنجره ها رو وا کرد
منو با حسی دیگه آشنا کرد

یه حرف که از حرفهای من کتاب شد
حیف که همش سوال بی جواب شد

دروغ نگم هنوز دلم جوون بود
که صبح تا شب دنبال آب و نون بود

شاعر: محمد علی بهمنی | آهنگساز و خواننده: تورج شعبانخانی

این ترانه‌ی دلنشین با صدای زنده‌یاد ناصر عبداللهی نیز اجرا گردید. اجرای عبداللهی نیز زیباست {+



برچسب ها: تورج شعبانخانی، محمدعلی بهمنی، ناصر عبدالهی،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


(تعداد کل صفحات:5)      1   2   3   4   5  

Real Time Web Analytics