
آی آدمای مهربون
واجبه که کمک کنین
فکری برای بستن
زخمای شاپرک کنین
واجبه که جلا بدیم
آبیه آسمونی رو
وقف پرنده ها کنیم
دونهی مهربونی رو
پیکر ناز نسترن
بستر سبزه و چمن
حیف که فرسوده بشه
آب زلال چشمهها
بارون رحمت خدا
حیف گل آلوده بشه
پاکیهای دنیا رو آلودین
این جور اگه بگذره نابودین
آی آدما با ندونم کاریتون
زندگی رو کشتین و خشنودین!
کو کجا رفت آسمون آبیمون؟
کو کجا رفت برکه ی مرغابیمون؟
چرا باید بمیرن از تشنگی؟
ماهی های کوچیک سرخابیمون!
دشت اگه صحرا بشه
قاصدکی نمی مونه
قصه زندگی رو باز
چکاوکی نمی خونه
ترانهسرا: محمدعلی شیرازی | خواننده: قاسم افشار | آهنگساز: شادمهر عقیلی | تنظیمکننده: بهروز صفاریان

برچسب ها: قاسم افشار، محمدعلی شیرازی، شادمهر عقیلی، بهروز صفاریان،

به رهی دیدم برگ خزان، پژمرده ز بیداد زمان
کز شاخه جدا بود
چو زگلشن رو کرده نهان، در رهگذرش باد خزان
چون پیک بلا بود
ای برگ ستمدیده ی پاییزی
آخر تو زگلشن زچه بگریزی
روزی تو هماغوش گلی بودی
دلداده و مدهوش گلی بودی
"ای عاشق شیدا، دلداده ی رسوا
گویمت چرا فسرده ام
در گل نه صفایی، باشد نه وفایی
جز ستم ز وی نبرده ام
خار غمش در دل بنشاندم
در ره او من جان بفشاندم
تا شد نو گل گلشن و زیب چمن
رفت آن گل من از دست
با خار و خسی بنشست
من ماندم و صد خار ستم
وین پیکر بی جان"
ای تازه گل گلشن
پژمرده شوی چون من
هر برگ تو افتد به رهی
پژمرده و لرزان
ترانهسرا: بیژن ترفی | خواننده: مرضیه | آهنگساز و تنظیمکننده: پرویز یاحقی

برچسب ها: مرضیه، پرویز یاحقی، بیژن ترقی،

بخوان، خدای را بخوان
گره گشای را بخوان
مگر نوای مرغ حق ثمری بخشد
به ما صفای عالم دگری بخشد
برآور ای نشان حق ز دل آوازی
مگر که بر دعای ما اثری بخشد
چو هم در این سکوت شب تویی ز شب نخفتگان
که حق عیان نمیشود به چشم خواب رفتگان
مگر به همنواییم دهی ز خود رهاییم
بخوان در این سکوت شب به درگه خداییم
با نام حق، آتش را در جانم افکندی
از جان مگو آتش در ایمانم افکندی
ای آسمان چو سوز آوازم بشنیدی
خورشید و مهتاب را در دامانم افکندی
بخوان، خدای را بخوان
گره گشای را بخوان
شاعر: بیژن ترقی | آهنگساز: علی تجویدی | خواننده: محمدرضا شجریان | تنظیمکننده: فرهاد فخرالدینی (اجرای زنده - چهلستون اصفهان)

برچسب ها: علی تجویدی، بیژن ترقی، فرهاد فخرالدینی، محمدرضا شجریان،

گل بارون زدهی من! گل یاس نازنینم!
میشکنم، پژمرده میشم، نذار اشکاتو ببینم!
تا همیشه تورو داشتن، داشتن تمام دنیاست!
از تو و اسم تو گفتن، بهترین همه حرفاست!
با تو، با تو اگه باشم،
وحشت از مردن ندارم!
لحظههام پر میشن از تو!
وقت غم خوردن ندارم!
ای غزلوارهی دلتنگ، که همه تنت کلامه!
هنوزم با گل گونهت، شرم اولین سلامه!
ای تو جاری توی شعرم، مثل عشق و خون و حسرت!
دفتر شعر من از تو، سبد خاطره هامه!
ای گل شکسته ساقه! گل پرپر!
که به یاد هجرت پرنده هائی!
توی یأس مبهم چشمات میبینم
که بهفکر یه سفر به انتهایی!
سر به زیر دلشکسته! نازنینم!
اگه سادهس واسه تو گذشتن از من،
مرثیه سرکن برای رفتن من!
آخه مرگه واسه من از تو گذشتن!
گل بارونزدهی من! اگه دلتنگم و خسته،
اگه کوچیدن طوفان، ساقهی منم شکسته!
میتونم خستگیاتو، از تن پاکت بگیرم!
میتونم برای خوبیت، واسه سادگیت بمیرم!
با تو، با تو اگه باشم،
وحشت از مردن ندارم!
لحظههام پر میشن از تو!
وقت غم خوردن ندارم!
ترانهسرا: ایرج جنتی عطایی | آهنگساز: سیاوش قمیشی | خواننده: داریوش | تنظیم: آندرانیک (آندو)

علاقمندان به وبلاگ «نغمههای ماندگار» از این پس میتوانند برای دسترسی به وبلاگ از آدرس www.EverlastingSongs.ir استفاده نمایند.
برچسب ها: داریوش، سیاوش قمیشی، ایرج جنتی عطایی، آندرانیک،

شمع و پروانه منم
مست میخانه منم
رسوای زمانه منم، دیوانه منم
یار پیمانه منم از خود بیگانه منم
چون باد صبا دربه درم
با عشق و جنون هم سفرم
شمع شب بی سحرم
از خود نبود خبرم
تو ای خدای من
شنو نوای من
زمین و آسمان تو میلرزد به زیر پای من
مه و ستارگان تو میسوزد زناله های من
وای از این شیدا دل من
مست و بی پروا دل من
مجنون هر صحرا دل من، رسوا دل من
ناله تنها دل من
داغ حسرتها دل من
سرمایه سودا دل من، رسوا دل من
خاکستر پروانه منم،
خون دل پیمانه منم
چون شور ترانه توئی،
چون آه شبانه منم
رسوای زمانه منم، دیوانه منم
برچسب ها: الهه، همایون خرم، بهادر یگانه،

مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو
جهان پر فتنه خواهد شد از آن چشم و از آن ابرو
نگارین گلشنش روی است و مشکین سایبان ابرو
هلالی شد تنم زین غم که با طغرای ابرویش
که باشد مه که بنماید ز طاق آسمان ابرو
رقیبان غافل و ما را از آن چشم و جبین هر دم
هزاران گونه پیغام است و حاجب در میان ابرو
روان گوشه گیران را جبینش طرفه گلزاریست
که بر طرف سمن زارش همیگردد چمان ابرو
دگر حور و پری را کس نگوید با چنین حسنی
که این را این چنین چشم است و آن را آن چنان ابرو
تو کافردل نمیبندی نقاب زلف و میترسم
که محرابم بگرداند خم آن دلستان ابرو
اگر چه مرغ زیرک بود حافظ در هواداریبه تیر غمزه صیدش کرد چشم آن کمان ابرو
شاعر: حافظ | خواننده: علیرضا افتخاری | آهنگساز: محمد آذری | تنطیم: مجتبی میرزاده

برچسب ها: علیرضا افتخاری، محمد آذری، حافظ،
تبلیغات





