دوشنبه 5 اسفند 1387

باز کن پنجره را و به مهتاب بگو:
صفحهی ذهن کبوتر آبی است
خواب گل مهتابی است!
ای نهایت در تو، ابدیت در تو
ای همیشه با من، تا همیشه بودن
باز کن چشمت را، تا که گل باز شود
قصه زندگی آغاز شود!
تا که از پنجره چشمانت، عشق آغاز شود
تا دلم باز شود!
دلم اینجا تنگ است، دلم اینجا سرد است!
فصلها بی معنی، آسمان بی رنگ است!
سرد سرد است اینجا، باز کن پنجره را
باز کن چشمت را، گرم کن جان مرا!
ای همیشه آبی، ای همیشه دریا!
ای تمام خورشید، ای همیشه گرما!
سرد سرد است اینجا، باز کن پنجره را
ای همیشه روشن، بازکن چشم به من!
برچسب ها: معین، حسن شماعی زاده، آندرانیک، اردلان سرفراز،
تبلیغات




