
مرا که با تو شادم پریشان مکن
بیا و سیل اشکم به دامان مکن
بیا بیا به خاطر عشقم
دل مرا یکدم
ز غم
جدا کن ز غم جدا کن
من عاشقم به پای این پیمان
اگر ندادم جان
مرا
رها کن مرا رها کن
رمیده جان و دل شکسته
منم به پای تو نشسته
منم
به ماتم جوانی
نشسته نا امید و خسته
شکسته ای دل مرا
به من بگو
چرا چرا
به سنگ غم ها
"از این قفس کجا گریزم که هم چو مرغ شکسته
بالم
نمیدانم ز غم چه گویم اگر بپرسد کسی ز حالم"
فلک به سنگ
کینه ها
شکسته قامت مرا
مگر چه کرده ام خدایا
شکسته سر شکسته پا
به
عشق و زندگی جدا
کنون کجا روم خدایا
بیا بیا به خاطر عشقم
دل مرا
یکدم
ز غم جدا کن ز غم جدا کن
من عاشقم به پای این پیمان
اگر
ندادم جان
مرا رها کن مرا رها کن
مرا که با تو شادم پریشان مکن
بیا
و سیل اشکم به دامان مکن
بیا بیا به خاطر عشقم
دل مرا یکدم
ز غم
جدا کن ز غم جدا کن
من عاشقم به پای این پیمان
اگر ندادم جان
مرا
رها کن مرا رها کن
ترانهسرا: محمدعلی شیرازی | آهنگساز: همایون خرم | خواننده: سیمین غانم

برچسب ها: سیمین غانم، همایون خرم، محمدعلی شیرازی، محمد اصفهانی، کامبیز روشن روان،
تبلیغات




