سه شنبه 22 دی 1388

لب خندان تو
برق چشمان تو
برده قرار از دل عاشق زارم
با من بی نوا بیش از اینم جفا
دگر مكن یارم
ای گل ارغوان
همچو سرو چمان
ای در شب تار من روشنایی
بت چین و ختن
روح و جانی به تن
دل میربایی
آتش زده ای بر دل
وای از من و آه از دل
زندگی بی تو شده بیحاصل
دل شده مجنون چه كنم با دل
مستم زنگاه تو
زان چشم سیاه تو
همه دم افتاده به چاه تو
صنما سرگشتهی راه تو
از عشقت آرام جان
شدهام شیدای زمان
من زسودای وصل تو
شدهام رسوای جهان
رفت از دستم اختیار
بردی از من صبر و قرار
در شب و روز تار من
مه و خورشیدی ای نگار
آتش زدهای بر دل
وای از من و آه از دل
زندگی بی تو شده بی حاصل
دل شده مجنون چه كنم با دل
مستم زنگاه تو
زان چشم سیاه تو
همه دم افتاده به چاه تو
صنما سرگشتهی راه تو
برچسب ها: همایون شجریان، محمدجواد ضرابیان،
تبلیغات




