سه شنبه 6 مرداد 1388

سوار خواهد آمد
سرای رفت و رو کن
کلوچه در سبد نه
شراب در سبو کن
به شستشوی باران
صفای گل فزون تر
کنار چشمه بنشین
نشاط شستشو کن
جلیقهی زری را
ز جامهدان برآور
گرش رسیده زخمی
به چیرگی رفو کن
ز پول زر به گردن
ببند طوقی اما
به سیم تو نیرزد
قیاس با گلو کن
به هفت رنگ شایان
یکی پری بیارا
ز چارقد نمایان
دو زلف از دو سو کن
ز گوشهی خموشی
ستاره گونه برگشت
سرودی از جوانی
به پرده جستجو کن
چه بود آن ترانه
ولی به یادم آمد
ترانهی ز دستم
گلی بگیر و بو کن
سکوت سهمگین را
از این سرا بتاران
بخوان برقص آری
بخند و های و هو کن
سوار چون درآید
بر آستان خانه
گلی بچین و با دل
نثار پای او کن




