دوشنبه 1 تیر 1388

دیده بگشا ای برادر
تیرگی ها را مپرور
آنکه از دامش پریدی
بر نهاد دام دیگر
دشمنت کین آفریده
کینه از دین آفریده
او که از هر در بتازد
بر مه و اختر بتازد
چون تو را آشفته بیند
بر تو آسانتر بتازد
کرد و ترک و بلوچ ای دلاور
ترکمن، آذری، ای برادر
ای عرب، ای عجم، شیعه، سنی
ای به هم روز غم یار و یاور
ای زمهر وطن سینه لبریز
خون بر این خاک ویرانه کم ریز
میهنم داغ دل دیده بسیار
بار اندهش از سینه بردار
آذر افشان و شب را سحر کن
خانهی فتنه زیر و زبر کن
ای برادر ای برادر
دام دشمن را مگستر
فتنه از بیگانه زاید
کار ما از ما گشاید
تا به مهر هم نجوشیم
جام پیروزی ننوشیم
برچسب ها: شهرام ناظری، محمدرضا لطفی،




