شنبه 30 خرداد 1388

نشستن در سیاهیها گناهه
تفنگم را بده تا ره بجویم
که هر که عاشقه پایش به راهه
برادر بیقراره
برادر شعلهواره
برادر دشت سینهش لالهزاره
شب و دریای خوفانگیز و توفان
من و اندیشههای پاک پویان
برایم خلعت و خنجر بیاور
که خون میبارد از دلهای سوزان
برادر نوجونه
برادر غرق خونه
برادر کاکلش آتشفشونه
تو که با عاشقان دردآشنایی
تو که همرزم و همزنجیر مایی
ببین خون عزیزان را به دیوار
بزن شیپور صبح روشنایی
برادر بیقراره
برادر نوجونه
برادر شعلهواره
برادر غرق خونه
برادر کاکلش آتشفشونه
برچسب ها: محمدرضا شجریان، محمدرضا لطفی، اصلان اصلانیان،
تبلیغات




