نغمه های ماندگار | EverlastingSongs

سه شنبه 24 آذر 1388


هلا ای وطن!
شادی‌ات کم مباد

به سیمای آزادی‌ات غم مباد
جهان دل افسرده را جان تویی
چو جانم نباشد جهانم مباد

هلا هموطن!
ای تو مینای مستی
تو بت ها شکستی
چه تنها نشستی؟
چنان روزهای درخشان
بیا پایکوبان به میدان
بزن چرخ، راهت گل افشان
به پاخیز، دامن بیافشان

هلا ای وطن!
غمت را نبینم

نبینم که غمگینی ای سرزمینم

تو دادی به من شور جاری شدن را
ز هر کینه عاری شدن را
وطن از تو آموختم در زمستان،
بهاری شدن را

خوشا خاک میهن
خوشا عجز دشمن
به راه رهایی
خوشا جان به جانان سپردن

شاعر: علیرضا بدیع | خواننده: حسام‌الدین سراج | آهنگساز و تنظیم‌کننده: میدیا فرج نژاد





- درباره‌ی این تصنیف جدید 
- با توجه به اینکه این تصنیف به‌صورت تک‌آهنگ و غیررسمی منتشر شده، فایل با کیفیت اصلی (128 Kbps) در دسترس قرار گرفته است.


برچسب ها: حسام الدین سراج،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


یکشنبه 22 آذر 1388


دیدمت، آهسته پرسیدمت

خواندمت، بر ره گل افشاندمت
آمدی، بر بام جان پر زدی
همچو نور، بر دیده بنشاندمت

بردمت، تا کهکشان‌های عشق
پر کشان، تا بی نشان‌های عشق
گفتمت، افتاده در پای عشق
زندگیست، رویای زیبای عشق

می روی، چون بوی گل از برم
رفتنت، کی می شود باورم
بوده‌ای، چون تاج گل بر سرم
تا ابد، یاد تو را می‌برم

بردمت، تا کهکشان‌های عشق
پر کشان، تا بی‌نشان‌های عشق
گفتمت، افتاده در پای عشق
زندگیست، رویای زیبای عشق

دیدمت، آهسته پرسیدمت
خواندمت، بر ره گل افشاندمت
آمدی، بر بام جان پر زدی
همچو نور، بر دیده بنشاندمت

شاعر: فریدون مشیری | خواننده: محمد نوری | آهنگساز و تنظیم‌کننده: محمد سریر




نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


پنجشنبه 19 آذر 1388


تا دور چشم مست او، جای می از نای سبو، خون کرده در پیمانه‌ها

بشنو زساز قصه‌گو، سوز دل من مو به مو، در پرده‌ی افسانه‌ها

بشنو ناله درد کز دل خیزد، شاید زین ناله خونین اشکت بر رخ ریزد
خدا را ! خدا را ! که این شام غم را سحر از پی نیاید
چه سازم! چه سازم! صبوری ما را ظفر از پی بر نیاید

تا کی ناله؟ تا کی مویه؟ برخیز ای رهنشین! گامی از کفر و دین، نه فراتر!
برخیز با خیل مستان، چو می خاموش و جوشان
بنشین با می پرستان، به دور از خودفروشان!

مگر از زندگانی مراد دل ستانی، مراد دل بستانی مگر از زندگانی
که گردون، به افسون، چو بستیزد نهد از جام‌جم افسانه‌ای در روزگاران

بیا خودکامگی از سر بنه، چون جام می در بزم یاران
درده ساقی زان می، جامی تا برگیرد از من خودکامگی

شاعر:جواد آذر | آهنگساز و تنظیم‌کننده: فرامرز پایور | خواننده: محمدرضا شجریان





- متاسفانه صبح دیروز یکی از ستون‌های موسیقی ملی ایران از دنیا رفت. استاد فرامرز پایور، نوازنده، آهنگساز و مولف بزرگ موسیقی ایران در سن 77 سالگی و پس از طی یک دوره‌ طولانی بیماری جان به جان‌آفرین تسلیم کرد تا موسیقی ایران در سال 88 دومین سنتور نواز بزرگش را از دست داده باشد. روحش شاد...

- خبر فوت استاد فرامرز پایور 


برچسب ها: محمدرضا شجریان، فرامرز پایور، جواد آذر،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


سه شنبه 17 آذر 1388


با من امشب چیزی از رفتن نگو

نه نگو، از این سفر با من نگو!
من به پایان می رسم از كوچ تو
با من از آغاز این مردن نگو!

كاش می‌شد لحظه ها را پس گرفت
كاش می‌شد از تو بود و با تو بود
کاش می‌شد در تو گم شد از همه
كاش میشد تا همیشه با تو بود

كاش فردا را كسی پنهان كند!
لحظه را در لحظه سرگردان كند!
كاش ساعت را بمیراند به خواب!
ماه را بر شاخه آویزان كند!

می‌روی تا قصه را غمنامه تدفین گل!
می‌روی تا واژه را باران خاكستر كنی!
ثانیه تا ثانیه پلواره‌ی ویران شدن
می‌روی تا بخشی از جان مرا پرپركنی

ترانه‌سرا: ایرج جنتی عطایی | آهنگساز، خواننده و تنظیم‌کننده: بیژن مرتضوی





برچسب ها: بیژن مرتضوی، ایرج جنتی عطایی،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


شنبه 14 آذر 1388


شب عاشقان بی‌دل چه شبی دراز باشد
تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد
عجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت
به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد
ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رویت
که محب صادق آنست که پاکباز باشد
به کرشمه عنایت نگهی به سوی ما کن
که دعای دردمندان ز سر نیاز باشد
سخنی که نیست طاقت که ز خویشتن بپوشم
به کدام دوست گویم که محل راز باشد
چه نماز باشد آن را که تو در خیال باشی
تو صنم نمی‌گذاری که مرا نماز باشد
نه چنین حساب کردم چو تو دوست می‌گرفتم
که ثنا و حمد گوییم و جفا و ناز باشد
دگرش چو بازبینی غم دل مگوی سعدی
که شب وصال کوتاه و سخن دراز باشد
قدمی که برگرفتی به وفا و عهد یاران
اگر از بلا بترسی قدم مجاز باشد


شاعر: سعدی | خواننده: حسام الدین سراج | آهنگساز و تنظیم‌کننده: علی رحیمیان





برچسب ها: حسام الدین سراج، علی رحیمیان، سعدی،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


چهارشنبه 11 آذر 1388


صدای تو، بیداری ریشه،
آواز سبز برگه!
صدای تو، پر وسوسه
مثل شب خونی تگرگه!

صدای تو آهنگ شكستن، بغض یه دنیا حرفه!
تصویری از آغاز صریح قندیل نور و برفه!

هیشكی مثل تو نبود،
هیشكی مثل تو منو باور نكرد!
هیشكی با من مثل تو،
توی نقب شب من سفر نكرد!
هیشكی مثل تو نبود،
ساده مثل بوی پاك اطلسی!
یا بلوغ یه صدا،
میون دغدغه‌ی دلواپسی!

تو غرورت مثل كوه،
مهربونیت مثل بارون، مثل آب!
مثل یك جزیره، دور
مثل یه دریا، پر از وحشت خواب!

هیشكی مثل تو نرفت!
هیشكی مثل تو نموند!
شعرهای تنهاییمو،
هیشكی مثل تو نخوند!

همه حرفام مال تو!
همه شعرام مال تو!
دنیای من شعرمه!
همه دنیام مال تو!


ترانه‌سرا: ایرج جنتی عطایی | آهنگساز: بابک بیات | خواننده: گوگوش | تنظیم‌کننده: واروژان





برچسب ها: گوگوش، بابک بیات، ایرج جنتی عطایی، واروژان،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


(تعداد کل صفحات:42)      1   2   3   4   5   6   7   ...  

Real Time Web Analytics