دوشنبه 12 مرداد 1388

نمیدانم چه میخواهم بگویم
زبانم در دهان باز بستهست
در تنگ قفس باز است و افسوس
که بال مرغ آوازم شکستهست
نمیدانم چه میخواهم بگویم
غمی در استخوانم میگدازد
خیال ناشناسی آشنا رنگ
گهی می سوزدم گه مینوازد
پریشان سایهای آشفته آهنگ
زمغزم میتراود گیج و گمراه
چو روح خوابگردی مات و مدهوش
که بیسامان به ره افتد شبانگاه
درون سینهام دردیست خونبار
که همچون گریه میگیرد گلویم
غمی آشفته دردی گریه آلود
نمیدانم چه میخواهم بگویم
برچسب ها: محمد اصفهانی، علیرضا کهن دیری، هوشنگ ابتهاج،
شنبه 10 مرداد 1388

خوشا آنان که با عزت زگیتی
بساط خویش بر چیدند و رفتند
زکالاهای این آشفته بازار
محبت را پسندیدند و رفتند
خوشا آنان که از پیمانه دوست
شراب عشق نوشیدند و رفتند
خوشا آنان که با ایمان و اخلاص
حریم دوست بوسیدند و رفتند
خوشا آنان که در راه عدالت
به خون خویش غلتیدند و رفتند
خوشا آنان که بار دوستی را
کشیدند و نرنجیدند و رفتند
خوشا آنان که بذر آدمیت
در این ویرانه پاشیدند و رفتند
برچسب ها: اکبر گلپایگانی، انوشیروان روحانی، قاسم رسا،
جمعه 9 مرداد 1388

یاور از ره رسیده با من از ایران بگو
از فلات غوطه در خون بسیاران بگو
باد شبگرد سخن چین، پشت گوش پردههاست
تا جهان آگه شود، بی پرده از یاران بگو
شب سیاهی میزند بر خانههای سوگوار
از چراغ روشن اشك سیهپوشان بگو
پرسهی یأس است در آواز این پیتارگان
از زمین، از زندگی، از عشق، از ایمان بگو
سوختم! آتش گرفتم! از رفیق نارفیق
از غریبه، آشنا، یاران همپیمان بگو
ضجهی نامآواران زخمی به خاموشی نزد
از خروش نعرهی انبوه گمنامان بگو
قصههای قهرمانان قهر ویرانگر نداشت
از غم و خشم جهانساز تهیدستان بگو
با زمستانی كه میتازد به قتل عام باغ
از گل خشمی كه میروید در این گلدان بگو
برچسب ها: داریوش، احمد پژمان، ایرج جنتی عطایی، داود بهبودی،
سه شنبه 6 مرداد 1388

سوار خواهد آمد
سرای رفت و رو کن
کلوچه در سبد نه
شراب در سبو کن
به شستشوی باران
صفای گل فزون تر
کنار چشمه بنشین
نشاط شستشو کن
جلیقهی زری را
ز جامهدان برآور
گرش رسیده زخمی
به چیرگی رفو کن
ز پول زر به گردن
ببند طوقی اما
به سیم تو نیرزد
قیاس با گلو کن
به هفت رنگ شایان
یکی پری بیارا
ز چارقد نمایان
دو زلف از دو سو کن
ز گوشهی خموشی
ستاره گونه برگشت
سرودی از جوانی
به پرده جستجو کن
چه بود آن ترانه
ولی به یادم آمد
ترانهی ز دستم
گلی بگیر و بو کن
سکوت سهمگین را
از این سرا بتاران
بخوان برقص آری
بخند و های و هو کن
سوار چون درآید
بر آستان خانه
گلی بچین و با دل
نثار پای او کن
دوشنبه 5 مرداد 1388

باز بوی باورم خاکستریست
صفحههای دفترم خاکستریست
پیش از اینها حال دیگر داشتم
هر چه می گفتند باور داشتم
پیرها زهر هلاهل خورده اند
عشقورزان مهر باطل خورده اند
باز هم بحث عقیل و مرتضیست
آهن تفدیده مولا کجاست؟
نه فقط حرفی از آهن مانده است
شمع بیت المال روشن مانده است
دستها را باز در شبهای سرد
ها کنید ای کودکان دوره گرد!
مژدگانی ای خیابانخوابها
میرسد تهماندهی بشقابها
در صفوف ایستاده بر نماز
ابن ملجمها فراوانند باز
سر به لاک خویش بردید ای دریغ!
نان به نرخ روز خوردید ای دریغ!
گیر خواهد کرد روزی روزیت
در گلوی مال مردم خوارها
من به در گفتم و لیکن بشنوند
نکته ها را مو به مو دیوارها
با خودم گفتم تو عاشق نیستی
آگه از سرّ شقایق نیستی
غرق در دریا شدن کار تو نیست
شیعهی مولا شدن کار تو نیست
من به در گفتم و لیکن بشنوند
نکته ها را مو به مو دیوارها
برچسب ها: علیرضا عصار، فواد حجازی، خلیل جوادی،
یکشنبه 4 مرداد 1388

در دلم باز نشستی تو که پیمانه شکستی
ز خزان بی خبرستی تو که آیینه شکستی
همه شب ناله ی چنگی تو کمانی و خدنگی
شب ما را تو پناهی تو امید دل مایی
با منی ای دل شیدا با منی ای دل رسوا
سینه ام آتش فردا بسته ی زلف چلیپا
بی تو آتشکده ی ما
سرد و خاموش چو دریا
همره من تو بمان، بستر عشق جهان
عطر یاس و سمنی گلرخ عشق منی
ای وطن خاک شهان جام جم در تو نهان
تو بمان سبز و بلند آذرآباد سهند
نروی از نظرم نام ایران ز سرم
خاک تو پیرهنم تویی ایران، وطنم
برچسب ها: محمد معتمدی، محمدرضا لطفی،









